stocker

[ایالات متحده]/'stɒkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوان گاو پرورش داده شده برای کشتار.
Word Forms
جمعstockers

عبارات و ترکیب‌ها

stocker position

موقعیت کارگر انبار

inventory stocker

کارگر انبار

جملات نمونه

This article has described the working principle,the structure and the main performance of the stocker and upender used for the urban garbage treatment system.

این مقاله اصل کار، ساختار و عملکرد اصلی دستگاه انبار و وارون کننده مورد استفاده در سیستم تصفیه زباله‌های شهری را شرح داده است.

The stocker replenished the shelves with new merchandise.

انباری قفسه‌ها را با کالا‌های جدید پر کرد.

The stocker organized the warehouse to optimize storage space.

انباری انبار را برای بهینه‌سازی فضای ذخیره‌سازی سازماندهی کرد.

The stocker checked inventory levels to ensure adequate stock.

انباری سطح موجودی را بررسی کرد تا اطمینان حاصل شود که موجودی کافی وجود دارد.

The stocker rotated products to maintain freshness.

انباری محصولات را برای حفظ تازگی چرخاند.

The stocker labeled items with accurate information.

انباری اقلام را با اطلاعات دقیق برچسب‌گذاری کرد.

The stocker unloaded delivery trucks and sorted items for storage.

انباری کامیون‌های تحویل را تخلیه کرد و اقلام را برای ذخیره‌سازی مرتب کرد.

The stocker scanned barcodes to track inventory movement.

انباری بارکدها را اسکن کرد تا حرکت موجودی را ردیابی کند.

The stocker stocked shelves according to the store layout plan.

انباری طبق طرح‌بندی فروشگاه قفسه‌ها را پر کرد.

The stocker collaborated with the sales team to meet customer demand.

انباری با تیم فروش همکاری کرد تا نیاز مشتریان را برآورده کند.

The stocker maintained a clean and organized work environment.

انباری یک محیط کار تمیز و منظم را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید