stoke

[ایالات متحده]/stəʊk/
[بریتانیا]/stoʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. آتش روشن کردن; به عنوان باریست کار کردن
vt. آتش را شعله ور کردن; به کسی یک وعده کامل غذا دادن
Word Forms
جمعstokes
زمان گذشتهstoked
شکل سوم شخص مفردstokes
قسمت سوم فعلstoked
صفت یا فعل حال استمراریstoking

عبارات و ترکیب‌ها

stoke the fire

خاموش کردن آتش

stoke up excitement

ایجاد هیجان

stoke the furnace

گرم کردن تنور

stoke the engine

گرم کردن موتور

stoke a passion

برافروختن اشتیاق

جملات نمونه

to stoke up the furnace

برای برافروختن تنور

He stoked up the fire before going to bed.

او آتش را قبل از خوابیدن شعله‌ور کرد.

He continued to stoke up hatred in his speeches.

او به سخنرانی خود ادامه داد و نفرت را دامن زد.

We’d better stoke up now — we’ve got a long journey in front of us.

بهتر است اکنون آماده شویم - یک سفر طولانی در پیش داریم.

she relied on hype and headlines to stoke up interest in her music.

او برای ایجاد علاقه به موسیقی خود به حاشیه و تیترها تکیه کرد.

maday meiron patera Analysis of iterative methods for the steady and unsteady Stokes problem has been tested.

تجزیه و تحلیل روش‌های تکراری برای مسئله استوکس پایدار و ناپایدار آزمایش شده است.

The paper reports a method and a spectropolarimeter for determining the polarization state of an emitted or reflected light in terms of its Stokes parameters.

این مقاله روشی و یک قطبش‌سنج را برای تعیین حالت قطبش نور ساطع یا بازتاب‌شده بر اساس پارامترهای استوکس گزارش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید