excite

[ایالات متحده]/ɪkˈsaɪt/
[بریتانیا]/ɪkˈsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحریک کردن، هیجان را برانگیختن؛ برانگیختن
vi. هیجان زده بودن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریexciting
زمان گذشتهexcited
قسمت سوم فعلexcited
شکل سوم شخص مفردexcites

عبارات و ترکیب‌ها

exciting news

اخبار هیجان انگیز

جملات نمونه

excite heat by friction

ایجاد گرما با اصطکاک

Gould was excited by these discoveries.

گولد تحت تأثیر این کشفیات قرار گرفت.

the ability to excite interest in others.

توانایی برانگیختن علاقه در دیگران.

the energy of an electron is sufficient to excite the atom.

انرژی یک الکترون برای برانگیختن اتم کافی است.

they were excited about the prospect.

آنها نسبت به این احتمال هیجان‌زده بودند.

The news excited everybody.

این خبر همه را هیجان‌زده کرد.

It especially excited their inquisitiveness.

این به طور ویژه کنجکاوی آنها را هیجان زده کرد.

This announcement greatly excited us.

این اعلامیه ما را بسیار هیجان زده کرد.

They were excited with joy at the success.

آنها از موفقیت با شادی هیجان‌زده بودند.

flying still excites me.

پرواز هنوز هم مرا هیجان‌زده می‌کند.

I'm excited by what lies ahead.

من از آنچه در پیش است هیجان‌زده‌ام.

He was inly excited about her.

او فقط به خاطر او هیجان‌زده بود.

He is apt to get excited over trifles.

او مستعد هیجان‌زده شدن به خاطر مسائل جزئی است.

Everybody was excited by the news of victory.

همه از خبر پیروزی هیجان‌زده بودند.

Her new dress excited envy.

لباس جدیدش حسادت را برانگیخت.

The audience is/are always very excited by a wonderful goal.

تماشاگران همیشه از یک گل فوق العاده هیجان‌زده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید