stoned

[ایالات متحده]/stəʊnd/
[بریتانیا]/stond/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر مواد مخدر یا الکل، در حالت سرخوشی
Word Forms
زمان گذشتهstoned
قسمت سوم فعلstoned

جملات نمونه

policemen were stoned by the crowd.

معتمدین توسط جمعیت مورد سنگسار قرار گرفتند.

Stephen was stoned to death in Jerusalem.

استفان در اورشلیم مورد سنگسار قرار گرفت و کشته شد.

he was obviously stoned out of his gourd.

او به وضوح خیلی مست بود.

they stoned the hapless farmer to death.

آنها کشاورز درمانده را سنگسار کردند تا مرگی.

Last night I got stoned out of my mind.

دیشب به شدت مست شدم.

Widows were forbidden to remarry and were stoned to death if they did.

بیوه ها از ازدواج مجدد منع شده بودند و اگر این کار را می کردند سنگسار می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید