stooged

[ایالات متحده]/stuːdʒd/
[بریتانیا]/stuːdʒd/

ترجمه

n. شخصیت کمدی یا فرعی که شوخی می‌کند؛ شخصی که در خنداندن دیگران مهارت دارد؛ عروسک؛ نوکر؛ خبرچین
v. به عنوان یک دستیار یا دلقک عمل کردن؛ حمایت از یک کمدی در یک اجرا

عبارات و ترکیب‌ها

stooged around

گشت و گذار کرد

stooged off

دور شد

stooged out

خسته شد

stooged up

بالا رفت

stooged it

آن را انجام داد

stooged for

برای انجام داد

stooged down

پایین رفت

stooged back

برگشت

stooged along

همراه رفت

stooged with

همراه با

جملات نمونه

he felt stooged by his friends during the prank.

او احساس کرد که در طول شوخی توسط دوستانش فریب خورده است.

they stooged around instead of studying for the exam.

آنها به جای درس خواندن برای امتحان، دور و بر سرگردانی می‌کردند.

she was stooged into believing the fake news.

او فریب خورده به این باور که اخبار جعلی هستند.

don't get stooged by their clever tricks.

فریب حقه های زیرکانه آنها را نخورید.

the comedian stooged his way through the routine.

بازیگر خنده‌دار با ادا و غوغا از پس برنامه برآمد.

he felt like he was being stooged in the negotiation.

او احساس کرد که در مذاکره فریب می‌خورد.

after the incident, they realized they had been stooged.

پس از حادثه، آنها متوجه شدند که فریب خورده اند.

she stooged around the office, not doing any work.

او در اطراف دفتر سرگردانی می‌کرد و هیچ کاری انجام نمی‌داد.

he was stooged by the sales pitch and bought the product.

او با تبلیغات فروش فریب خورد و محصول را خرید.

they always stooged together, making everyone laugh.

آنها همیشه با هم سر و صدا می‌کردند و همه را می‌خنداندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید