store-bought

[ایالات متحده]/ˈstɔːrˌbɔːt/
[بریتانیا]/ˈstɔːrˌbɔːt/

ترجمه

adj. از مغازه خریداری شده، خانگی نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

store-bought cookies

کیک‌های آماده

store-bought bread

نان آماده

buying store-bought

خریدن محصولات آماده

store-bought pie

شیرینی آماده

store-bought ice cream

آیس‌کریم آماده

store-bought goods

محصولات آماده

store-bought cake

کیک آماده

store-bought items

محصولات آماده

store-bought snacks

میان‌وعده‌های آماده

store-bought candy

شیرینیجات آماده

جملات نمونه

i prefer homemade cookies over store-bought ones.

من ترجیح می‌دهم کوکی‌های خانگی را به کوکی‌های آماده‌ خرید کنم.

the store-bought frosting wasn't as good as i hoped.

کرم خامه‌ای آماده‌ خرید آنقدر خوب نبود که انتظار داشتم.

we bought store-bought pizza dough to make homemade pizza.

ما خمیر پیتزای آماده‌ خرید را برای درست کردن پیتزای خانگی خریدیم.

she used store-bought ingredients for her thanksgiving dinner.

او از مواد اولیه آماده‌ خرید برای شام قدردانی خود استفاده کرد.

the store-bought guacamole was surprisingly delicious.

گوآکاموله آماده‌ خرید به طرز شگفت‌انگیزی خوشمزه بود.

he compared the store-bought cake to his grandmother's recipe.

او کیک آماده‌ خرید را با دستور پدربزرگش مقایسه کرد.

i always find store-bought salad dressing too salty.

من همیشه سس سالاد آماده‌ خرید را خیلی شور می‌یابم.

they opted for store-bought decorations for the party.

آنها برای مهمانی از تزئینات آماده‌ خرید استفاده کردند.

the store-bought bread was stale, so i didn't eat it.

نان آماده‌ خرید کهنه بود، بنابراین آن را نخوردم.

she made a comparison between store-bought and organic produce.

او مقایسه‌ای بین محصولات آماده‌ خرید و ارگانیک انجام داد.

we decided to try a new store-bought coffee blend.

ما تصمیم گرفتیم یک ترکیب قهوه آماده‌ خرید جدید را امتحان کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید