tougher

[ایالات متحده]/[ˈtʌfə]/
[بریتانیا]/[ˈtʌfər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. 更难;需要更多努力;更坚韧;能够承受苦难
adv. 以更强硬的方式;更困难地

عبارات و ترکیب‌ها

much tougher

بسیار سخت‌تر

tougher times

دوران سخت‌تر

getting tougher

در حال سخت‌تر شدن

tougher competition

رقابت سخت‌تر

tougher stance

موضع سخت‌تر

tougher questions

سؤالات سخت‌تر

tougher luck

شانس سخت‌تر

tougher rules

قوانین سخت‌تر

tougher job

کار سخت‌تر

much tougher now

اکنون بسیار سخت‌تر

جملات نمونه

the exam was much tougher than i expected.

امتحان بسیار سخت‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم.

we need to make the security measures tougher.

باید اقدامات امنیتی را سخت‌تر کنیم.

the competition is getting tougher every year.

رقابت هر سال سخت‌تر می‌شود.

she's a tougher negotiator than he is.

او مذاکره‌گر بهتری نسبت به اوست.

the economic climate has become significantly tougher.

اقتصاد به طور قابل توجهی سخت‌تر شده است.

he's facing tougher opposition this time around.

او این بار با مخالفت‌های سخت‌تری روبرو است.

life on the streets is incredibly tough and tougher still for children.

زندگی در خیابان‌ها به شدت سخت است و برای کودکان حتی سخت‌تر.

the team needs to play a tougher game to win.

تیم باید برای پیروزی بازی سخت‌تری انجام دهد.

it's a tougher job than it looks from the outside.

این شغل از بیرون سخت‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

the new regulations are considerably tougher than before.

قوانین جدید به طور قابل توجهی سخت‌تر از قبل هستند.

she's become a tougher person after dealing with adversity.

او پس از مواجهه با مشکلات، فردی سخت‌تر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید