striving

[ایالات متحده]/ˈstraɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstraɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش برای دستیابی به چیزی
Word Forms
جمعstrivings

عبارات و ترکیب‌ها

striving for success

تلاش برای موفقیت

striving for excellence

تلاش برای برتری

striving to improve

تلاش برای بهبود

striving for greatness

تلاش برای بزرگی

striving for change

تلاش برای تغییر

striving for progress

تلاش برای پیشرفت

striving for balance

تلاش برای تعادل

striving for knowledge

تلاش برای دانش

striving for justice

تلاش برای عدالت

striving for unity

تلاش برای وحدت

جملات نمونه

she is always striving for excellence in her work.

او همیشه در تلاش برای برتری در کار خود است.

he is striving to improve his language skills.

او در تلاش برای بهبود مهارت‌های زبانی خود است.

they are striving to make the world a better place.

آنها در تلاش برای بهتر کردن جهان هستند.

we are all striving for a healthier lifestyle.

ما همه در تلاش برای داشتن یک سبک زندگی سالم تر هستیم.

she is striving to balance work and family.

او در تلاش برای متعادل کردن کار و زندگی خانوادگی است.

he is striving to achieve his personal goals.

او در تلاش برای دستیابی به اهداف شخصی خود است.

the team is striving to win the championship.

تیم در تلاش برای برنده شدن در مسابقات قهرمانی است.

they are striving for innovation in technology.

آنها در تلاش برای نوآوری در فناوری هستند.

she is striving to overcome her fears.

او در تلاش برای غلبه بر ترس های خود است.

he is striving for personal growth and development.

او در تلاش برای رشد و توسعه شخصی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید