strongman

[ایالات متحده]/'strɒŋmæn/
[بریتانیا]/'strɔŋmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمند با قدرت فوق‌العاده
Word Forms
جمعstrongmen

جملات نمونه

a strongman with well-developed muscles.

یک مرد قوی با عضلات خوش‌تراش.

The strongman lifted the heavy weights effortlessly.

آن مرد قدرتمند به راحتی وزنه‌های سنگین را بلند کرد.

The dictator ruled the country with an iron fist, like a strongman.

دیکتاتور کشور را با مشت آهنین اداره کرد، مانند یک مرد قدرتمند.

The strongman showcased his strength by bending metal bars.

آن مرد قدرتمند با خم کردن میله‌های فلزی، قدرتش را به نمایش گذاشت.

The political strongman suppressed any opposition to maintain power.

مرد قدرتمند سیاسی هرگونه مخالفت را برای حفظ قدرت سرکوب کرد.

The circus strongman amazed the audience with his feats of strength.

زور باز مردمی سیرک با نمایش‌های قدرتش، تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

The strongman's intimidating presence made everyone nervous.

حضور ترس‌آور آن مرد قدرتمند باعث عصبی شدن همه شد.

The strongman's muscular physique was the result of years of hard training.

اندام عضلانی آن مرد قدرتمند نتیجه سال‌ها تمرین سخت بود.

The strongman's grip was so powerful that no one could escape.

گرفت آن مرد قدرتمند آنقدر قوی بود که هیچ کس نتوانست فرار کند.

The strongman's reputation for toughness preceded him wherever he went.

شهرت آن مرد قدرتمند برای سرسختی پیش از او به هر کجا که می‌رفت، وجود داشت.

The strongman's leadership style was often described as authoritarian and forceful.

سبک رهبری آن مرد قدرتمند اغلب به عنوان اقتدارگرا و قاطع توصیف می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید