strung

[ایالات متحده]/strʌŋ/
[بریتانیا]/strʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشیده شده، سفت شده (زمان گذشته و قسمت گذشته "ریسمان")
Word Forms
قسمت سوم فعلstrung

عبارات و ترکیب‌ها

strung out

خسته و تحلیل رفته

strung up

آویزان کردن

جملات نمونه

a high-strung combustible nature

طبیعت قابل اشتعال و مضطرب

He is highly strung for the game.

او برای بازی بسیار عصبی است.

The parade strung out for miles.

نمایش برای مایلها کشیده شده بود.

They strung these pearls tightly.

آنها این مرواریدها را محکم ردیف کردند.

I'm strung up to do the job,

من برای انجام این کار آماده‌ام.

a rope bridge strung between two cliff ledges.

پل طنابی که بین دو لبه صخره کشیده شده است.

the guitars were strung and tuned to pitch.

گیتارها طناب‌دار و کوک شده بودند.

lights were strung across the promenade.

چراغ‌ها در امتداد تفرجگاه طناب‌دار بودند.

the houses were strung along the road.

خانه‌ها در امتداد جاده طناب‌دار بودند.

I often felt strung out by daily stresses.

من اغلب به دلیل استرس‌های روزانه احساس خستگی می‌کردم.

he died, strung out on booze and cocaine.

او درگذشت، در حالی که غرق در الکل و کوکائین بود.

They hunted him down and strung him up.

آنها او را تعقیب کردند و آویزان کردند.

These houses were strung along the thoroughfare.

این خانه‌ها در امتداد خیابان طناب‌دار بودند.

The beads were strung on very fine nylon.

مهره‌ها روی نایلون بسیار نازک طناب‌دار بودند.

The promise 3 days strung out to 6 weeks.

قول ۳ روزه به ۶ هفته کشیده شد.

They strung up some lanterns among the trees.

آنها تعدادی فانوس را در میان درختان آویزان کردند.

They were all strung up over the show of wire-walking.

همه آنها در بالای نمایش طناب‌بازی نصب شده بودند.

the swords were strung criss-cross on his back.

شمشیرها به صورت متقاطع روی کمرش طناب‌دار بودند.

His strung nerves made it difficult for him to relax.

اعصاب مضطرب او باعث می‌شد که نتواند آرامش بگیرد.

نمونه‌های واقعی

There'll be no strings to bind your hands.

هیچ رشته ای وجود نخواهد داشت که دست های شما را ببندد.

منبع: Friends Season 2

He's the pervert pulling the strings here.

او فرد منحرفی است که اینجا دست ها را در دست دارد.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

So we'd need some string as well.

پس ما هم به کمی نخ نیاز داریم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 4

Um, every day, I mean she was very highly strung.

اممم، هر روز، من منظورم اینه که او خیلی مضطرب بود.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Strings and stripes, strings and stripes, strings and stripes, strings and stripes, strings and stripes.

رشته ها و راه راه ها، رشته ها و راه راه ها، رشته ها و راه راه ها، رشته ها و راه راه ها، رشته ها و راه راه ها.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Generous? Don't you see the strings attached? -What strings?

مهربان؟ آیا نمی بینید چه رشته هایی به آن متصل شده اند؟ - کدام رشته ها؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

You have to cut your red string, Bo.

شما باید نخ قرمز خود را ببرید، بو.

منبع: Lost Girl Season 4

Yeah, Captain pulled some strings with the commissioner.

بله، کاپیتان با کمیسر برخی رشته ها را کشید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Your mixer did the hard work of loosening all those strings.

مخلوط کن شما سخت کار کرد تا همه آن رشته ها را شل کند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

She took a pair of scissors and cut the string.

او یک جفت قیچی برداشت و نخ را برید.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید