stub

[ایالات متحده]/stʌb/
[بریتانیا]/stʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باقی مانده چیزی، مانند بلیط یا سیگار، پس از اینکه بخشی از آن پاره شده یا استفاده شده است
vt. خاموش کردن با فشار دادن؛ حذف کردن با کندن از ریشه
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریstubbing
شکل سوم شخص مفردstubs
زمان گذشتهstubbed
جمعstubs
قسمت سوم فعلstubbed

عبارات و ترکیب‌ها

stubborn stain

لکه‌ی سرسخت

pay stub

قبض حقوق

check stub

رسید چک

جملات نمونه

a stub of a tail.

تکه‌ای از دم

the stubs of a checkbook

برگ‌های دست‌نویس چک

the stub of broken tooth

تکه‌های دندان شکسته

he wagged his little stub of tail.

او با دمک کوچک خود تکان داد.

a pencil stub; a cigarette stub.See Regional Note at stob

سر مداد؛ ته سیگار. به یادداشت منطقه ای در stob مراجعه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید