stubborn stain
لکهی سرسخت
pay stub
قبض حقوق
check stub
رسید چک
a stub of a tail.
تکهای از دم
the stubs of a checkbook
برگهای دستنویس چک
the stub of broken tooth
تکههای دندان شکسته
he wagged his little stub of tail.
او با دمک کوچک خود تکان داد.
a pencil stub; a cigarette stub.See Regional Note at stob
سر مداد؛ ته سیگار. به یادداشت منطقه ای در stob مراجعه کنید
stubborn stain
لکهی سرسخت
pay stub
قبض حقوق
check stub
رسید چک
a stub of a tail.
تکهای از دم
the stubs of a checkbook
برگهای دستنویس چک
the stub of broken tooth
تکههای دندان شکسته
he wagged his little stub of tail.
او با دمک کوچک خود تکان داد.
a pencil stub; a cigarette stub.See Regional Note at stob
سر مداد؛ ته سیگار. به یادداشت منطقه ای در stob مراجعه کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید