stupa

[ایالات متحده]/ˈstuːpə/
[بریتانیا]/ˈstuːpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار گنبدی شکل که به عنوان معبد بودایی استفاده می‌شود؛ یک ساختار تپه‌ای یا نیم‌کره‌ای که حاوی بقایاست.
Word Forms
جمعstupas

عبارات و ترکیب‌ها

holy stupa

قدیس استوپا

ancient stupa

استو پای باستانی

buddhist stupa

استو پای بودایی

stupa complex

مجتمع استوپا

stone stupa

استو پای سنگی

stupa site

محل استوپا

stupa relics

آثار استوپا

stupa architecture

معماری استوپا

stupa worship

عبادت استوپا

stupa pilgrimage

زیارت استوپا

جملات نمونه

the ancient stupa was a symbol of peace.

معبد باستانی نمادی از صلح بود.

visitors come from afar to see the majestic stupa.

بازدیدکنندگان از راه دور برای دیدن معبد باشکوه می‌آیند.

she lit candles at the base of the stupa.

او شمع‌ها را در پایه معبد روشن کرد.

the stupa is adorned with colorful prayer flags.

معبد با پرچم‌های دعای رنگارنگ تزئین شده است.

many pilgrims walk around the stupa in a clockwise direction.

بسیاری از زائران در جهت عقربه‌های ساعت در اطراف معبد قدم می‌زنند.

the stupa represents the path to enlightenment.

معبد نشان دهنده مسیر روشنگری است.

he took photographs of the beautiful stupa at sunset.

او در هنگام غروب آفتاب عکس‌هایی از معبد زیبا گرفت.

the stupa was built to honor a revered monk.

معبد برای ادای احترام به یک راهب مورد احترام ساخته شد.

tourists often learn about the history of the stupa.

گردشگران اغلب درباره تاریخچه معبد یاد می‌گیرند.

the stupa is a place for meditation and reflection.

معبد مکانی برای مراقبه و تفکر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید