stupidest thing
حاشیهای ترین چیز
so stupid
اینقدر حمقی
stupidest idea
حاشیهای ترین ایده
being stupid
حمق کردن
stupidly enough
به اندازه کافی حمقانه
stupidest move
حاشیهای ترین حرکت
felt stupid
حالم را حمق میکردم
stupid question
سوال حمقزدگی
stupid mistake
خطا حمقزدگی
stupidly doing
حمقانه انجام دادن
that was the stupidest thing i've ever seen!
آن چیزی بود که سبکترین چیزی بود که تا به حال دیدهام!
he made the stupidest decision imaginable.
او تصمیمی سبکترین را گرفت که قابل تصور بود.
it was a stupid mistake to make.
این یک خطای سبکترین بود که میتوانست انجام دهد.
what a stupid idea! let's not do it.
چه ایدهای سبکتر! بهتر است آن را انجام ندهیم.
she asked the stupidest question i could think of.
او سوالی سبکترین را پرسید که من میتوانستم فکر کنم.
it's stupid to argue with someone online.
نامعقول است که با کسی در اینترنت معاوضه کنی.
he pulled the stupidest prank ever.
او شوخی سبکترین را انجام داد که تا به حال دیده شده است.
don't be stupid; think before you act.
نامعقول نباش؛ قبل از اقدام فکر کن.
it was the stupidest thing to say in that situation.
این چیزی سبکترین بود که در آن موقعیت میتوانست گفته شود.
i can't believe he did something so stupid.
من باور نمیکنم که او چیزی بهقدری سبکتر انجام داد.
that's the stupidest movie i've ever watched.
این سینمایی سبکترین است که تا به حال دیدهام.
stupidest thing
حاشیهای ترین چیز
so stupid
اینقدر حمقی
stupidest idea
حاشیهای ترین ایده
being stupid
حمق کردن
stupidly enough
به اندازه کافی حمقانه
stupidest move
حاشیهای ترین حرکت
felt stupid
حالم را حمق میکردم
stupid question
سوال حمقزدگی
stupid mistake
خطا حمقزدگی
stupidly doing
حمقانه انجام دادن
that was the stupidest thing i've ever seen!
آن چیزی بود که سبکترین چیزی بود که تا به حال دیدهام!
he made the stupidest decision imaginable.
او تصمیمی سبکترین را گرفت که قابل تصور بود.
it was a stupid mistake to make.
این یک خطای سبکترین بود که میتوانست انجام دهد.
what a stupid idea! let's not do it.
چه ایدهای سبکتر! بهتر است آن را انجام ندهیم.
she asked the stupidest question i could think of.
او سوالی سبکترین را پرسید که من میتوانستم فکر کنم.
it's stupid to argue with someone online.
نامعقول است که با کسی در اینترنت معاوضه کنی.
he pulled the stupidest prank ever.
او شوخی سبکترین را انجام داد که تا به حال دیده شده است.
don't be stupid; think before you act.
نامعقول نباش؛ قبل از اقدام فکر کن.
it was the stupidest thing to say in that situation.
این چیزی سبکترین بود که در آن موقعیت میتوانست گفته شود.
i can't believe he did something so stupid.
من باور نمیکنم که او چیزی بهقدری سبکتر انجام داد.
that's the stupidest movie i've ever watched.
این سینمایی سبکترین است که تا به حال دیدهام.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید