substances

[ایالات متحده]/ˈsʌbstənsɪz/
[بریتانیا]/ˈsʌbstənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ماده؛ ذات یا طبیعت اساسی؛ ماده فیزیکی یا مادی؛ ذات فلسفی

عبارات و ترکیب‌ها

toxic substances

مواد سمی

chemical substances

مواد شیمیایی

hazardous substances

مواد خطرناک

natural substances

مواد طبیعی

organic substances

مواد آلی

synthetic substances

مواد مصنوعی

biological substances

مواد زیستی

controlled substances

مواد کنترل‌شده

substances abuse

سوء استفاده از مواد

substances identification

شناسایی مواد

جملات نمونه

different substances react in various ways when combined.

مواد مختلف به روش‌های مختلف با هم ترکیب می‌شوند.

many substances can be harmful if ingested.

بسیاری از مواد در صورت بلعیده شدن می‌توانند مضر باشند.

scientists study the properties of substances to understand their behavior.

دانشمندان خواص مواد را برای درک رفتار آنها مطالعه می‌کنند.

some substances are essential for human health.

برخی از مواد برای سلامت انسان ضروری هستند.

substances can change state from solid to liquid when heated.

مواد می‌توانند با گرم شدن از حالت جامد به مایع تغییر کنند.

it's important to store hazardous substances properly.

نگهداری صحیح از مواد خطرناک مهم است.

natural substances often have medicinal properties.

مواد طبیعی اغلب خواص دارویی دارند.

some substances can be recycled to reduce waste.

برخی از مواد می‌توانند برای کاهش ضایعات بازیافت شوند.

substances in the environment can affect wildlife.

مواد موجود در محیط زیست می‌توانند بر حیات وحش تأثیر بگذارند.

researchers are developing new substances for renewable energy.

محققان در حال توسعه مواد جدید برای انرژی تجدیدپذیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید