substitutions

[ایالات متحده]/[sʌbˈstɪtjuːʃənz]/
[بریتانیا]/[sʌbˈstɪtjuːʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جایگزینی؛ جایگزینی؛ فرد یا شیئی که جایگزین می‌شود؛ در ورزش، بازیکنی که جایگزین دیگری می‌شود؛ عمل جایگزینی یک چیز با چیز دیگر؛ در زبان‌شناسی، جایگزینی یک شکل زبانی با شکل دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

possible substitutions

جایگزین‌های احتمالی

making substitutions

انجام جایگزین‌ها

substitution errors

اشتباهات جایگزینی

substitution rate

نرخ جایگزینی

substitution effect

اثر جایگزینی

substitution patterns

الگوهای جایگزینی

substitution level

سطح جایگزینی

frequent substitutions

جایگزین‌های مکرر

allowed substitutions

جایگزین‌های مجاز

substitution process

فرآیند جایگزینی

جملات نمونه

we need to make some substitutions in the contract to reflect the new agreement.

ما باید برخی جایگزین‌ها را در قرارداد اعمال کنیم تا توافقنامه جدید را منعکس کند.

the chef suggested several ingredient substitutions to accommodate dietary restrictions.

سرآشپز چندین جایگزین مواد تشکیل‌دهنده را برای تطبیق با محدودیت‌های غذایی پیشنهاد کرد.

the team explored various player substitutions to improve their performance on the field.

تیم گزینه‌های مختلف جایگزینی بازیکن را برای بهبود عملکرد آن‌ها در زمین بررسی کرد.

the software allows for easy substitutions of text and images in the template.

این نرم‌افزار امکان جایگزینی آسان متن و تصاویر در قالب را فراهم می‌کند.

the script called for several minor character substitutions throughout the play.

فیلمنامه خواستار چندین جایگزینی جزئی شخصیت در طول نمایش بود.

the research paper examined the impact of policy substitutions on economic growth.

مقاله تحقیقاتی تأثیر جایگزینی سیاست‌ها بر رشد اقتصادی را بررسی کرد.

the engineer proposed several design substitutions to reduce manufacturing costs.

مهندس چندین جایگزینی طراحی را برای کاهش هزینه‌های تولید پیشنهاد کرد.

the game involved strategic player substitutions to counter the opposing team’s tactics.

بازی شامل جایگزینی‌های استراتژیک بازیکن برای مقابله با تاکتیک‌های تیم مقابل بود.

the editor suggested several word substitutions to improve the clarity of the article.

ویراستار چندین جایگزینی واژه‌ای را برای بهبود وضوح مقاله پیشنهاد کرد.

the project required numerous data substitutions to ensure accuracy and consistency.

این پروژه نیاز به جایگزینی‌های داده‌ای متعدد برای اطمینان از صحت و سازگاری داشت.

the company implemented several process substitutions to streamline operations.

شرکت چندین جایگزینی فرآیند را برای ساده‌سازی عملیات اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید