nuance

[ایالات متحده]/ˈnjuːɑːns/
[بریتانیا]/ˈnuːɑːns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفاوت ظریف در ظاهر، معنی یا صدا.
Word Forms
جمعnuances
قسمت سوم فعلnuanced
صفت یا فعل حال استمراریnuancing

عبارات و ترکیب‌ها

subtle nuance

ظرافت ظریف

جملات نمونه

Some language nuance is not interpretable.

برخی از ظرافت‌های زبانی قابل تفسیر نیستند.

sheltered in the umbrage of a rain forest. See also Synonyms at nuance

پناه گرفته در سایه یک جنگل بارانی. همچنین به مترادف ها در nuance توجه کنید.

the nuances of facial expression and body language.

نکات ظریف بیان چهره و زبان بدن.

the effect of the music is nuanced by the social situation of listeners.

اثر موسیقی تحت تأثیر شرایط اجتماعی شنوندگان است.

sensitive to delicate nuances of style;

حساس به ظرافت های ظریف سبک;

It is difficult for a non-Italian to grasp all the nuances of meaning.

برای یک غیر ایتالیایی درک تمام ظرافت های معنا دشوار است.

It is a strange smile. It lacks the subtle nuances of an ordinary smile.

این یک لبخند عجیب است. فاقد ظرافت های ظریف یک لبخند معمولی است.

A baby is sensitive to the slightest nuances in its mother’s voice.

یک نوزاد نسبت به ظرافت های کمترین صدا در صدای مادرش حساس است.

MANAGING a crisis as complex as this one has so far called for nuance and pragmatism rather than stridency and principle.

مدیریت بحرانی به پیچیدگی این بحران تا کنون نیازمند ظرافت و عمل‌گرایی به جای جدیت و اصل بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید