succinctly

[ایالات متحده]/sək'siŋktli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مختصر، به طور خلاصه

جملات نمونه

it succinctly covered all the salient points of the case.

به طور خلاصه تمام نکات مهم پرونده را پوشش داد.

Please summarize the main points succinctly.

لطفاً نکات اصلی را به طور خلاصه بیان کنید.

She expressed her thoughts succinctly in the meeting.

او افکار خود را به طور خلاصه در جلسه بیان کرد.

The professor explained the concept succinctly.

استاد مفهوم را به طور خلاصه توضیح داد.

He answered the question succinctly.

او به طور خلاصه به سؤال پاسخ داد.

The report was written succinctly.

گزارش به طور خلاصه نوشته شد.

The instructions were provided succinctly.

دسترس‌ها به طور خلاصه ارائه شدند.

She described the process succinctly.

او فرآیند را به طور خلاصه توصیف کرد.

The email was brief and succinctly written.

ایمیل کوتاه و به طور خلاصه نوشته شده بود.

He summarized the findings succinctly.

او یافته‌ها را به طور خلاصه خلاصه کرد.

The conclusion was stated succinctly.

نتیجه‌گیری به طور خلاصه بیان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید