suckles

[ایالات متحده]/ˈsʌkəlz/
[بریتانیا]/ˈsʌkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شیر دادن (به یک نوزاد یا حیوان جوان) از پستان یا پستانک

عبارات و ترکیب‌ها

baby suckles

نوزاد شیر می‌خورد

mother suckles

مادر شیر می‌دهد

suckles milk

شیر می‌مکد

suckles gently

به آرامی شیر می‌مکد

suckles quietly

به طور آرام شیر می‌مکد

suckles fast

به سرعت شیر می‌مکد

suckles softly

به ملایمت شیر می‌مکد

suckles instinctively

به طور غریزی شیر می‌مکد

suckles contentedly

با رضایت شیر می‌مکد

suckles eagerly

با اشتیاق شیر می‌مکد

جملات نمونه

the baby suckles from its mother every few hours.

نوزاد هر چند ساعت یکبار از مادر خود تغذیه می‌کند.

the young calf suckles eagerly in the sunny pasture.

گوساله جوان با اشتیاق در مراتع آفتابی تغذیه می‌کند.

she watched as the kitten suckles from its mother.

او تماشا کرد که بچه گربه از مادر خود تغذیه می‌کند.

the lamb suckles quietly while resting in the shade.

بره در حالی که در سایه استراحت می‌کند، به آرامی تغذیه می‌کند.

during the first few weeks, the puppy suckles constantly.

در طول چند هفته اول، توله به طور مداوم تغذیه می‌کند.

the mother rabbit suckles her bunnies in the nest.

مادر خرگوش بچه‌های خود را در لانه تغذیه می‌کند.

it's important for the foal to suckles soon after birth.

مهم است که مَهر بعد از تولد به زودی تغذیه کند.

she gently helped the lamb as it suckles from its mother.

او به آرامی به بره کمک کرد تا از مادر خود تغذیه کند.

the mother cat purrs while her kittens suckles.

در حالی که بچه گربه‌هایش تغذیه می‌کنند، گربه مادر خر و خرخر می‌کند.

the vet advised that the puppy should suckles for at least eight weeks.

دامپزشک توصیه کرد که توله باید حداقل هشت هفته تغذیه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید