suctions

[ایالات متحده]/ˈsʌkʃənz/
[بریتانیا]/ˈsʌkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشیدن یا بیرون آوردن \nv. سوم شخص مفرد از مکش

عبارات و ترکیب‌ها

strong suctions

کشش‌های قوی

air suctions

کشش‌های هوایی

vacuum suctions

کشش‌های خلاء

gentle suctions

کشش‌های ملایم

suction devices

دستگاه‌های مکش

suction force

نیروی مکش

suction pumps

پمپ‌های مکش

suction cups

مکنده

suction pressure

فشار مکش

suction systems

سیستم‌های مکش

جملات نمونه

the vacuum cleaner uses powerful suctions to clean carpets.

جاروبرقی از مکش قوی برای تمیز کردن فرش‌ها استفاده می‌کند.

her medical condition requires regular suctions to clear her airways.

وضعیت پزشکی او نیاز به مکش منظم برای پاک کردن مجاری هوایی دارد.

the dentist performed suctions during the procedure to keep the area dry.

دندانپزشک در طول فرآیند برای خشک نگه داشتن ناحیه از مکش استفاده کرد.

suctions can help remove excess fluid from the body.

مکش می‌تواند به حذف مایعات اضافی از بدن کمک کند.

the engine's design maximizes air suctions for better performance.

طراحی موتور حداکثر مکش هوا را برای عملکرد بهتر بهینه می‌کند.

in the lab, we used suctions to collect samples from the experiment.

در آزمایشگاه، ما از مکش برای جمع‌آوری نمونه‌ها از آزمایش استفاده کردیم.

he noticed the suctions were not strong enough to lift the object.

او متوجه شد که مکش برای بلند کردن جسم کافی نیست.

proper suctions are essential in many surgical procedures.

مکش مناسب در بسیاری از روش‌های جراحی ضروری است.

the technician adjusted the suctions to improve efficiency.

تکنسین مکش را برای بهبود کارایی تنظیم کرد.

she used a straw to create suctions for her drink.

او از یک نی برای ایجاد مکش برای نوشیدنی خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید