sudor

[ایالات متحده]/ˈsuːdə/
[بریتانیا]/ˈsuːdɔr/

ترجمه

n. عرق؛ عرق کردن
Word Forms
جمعsudors

عبارات و ترکیب‌ها

sudor control

کنترل تعریق

sudor analysis

تجزیه و تحلیل تعریق

sudor production

تولید تعریق

sudor management

مدیریت تعریق

sudor response

پاسخ تعریق

sudor therapy

درمان تعریق

sudor levels

سطح تعریق

sudor reduction

کاهش تعریق

sudor test

تست تعریق

sudor regulation

تنظیم تعریق

جملات نمونه

he wiped the sudor from his brow after the intense workout.

او پس از تمرین شدید، عرق را از پیشانی خود پاک کرد.

the athlete was dripping with sudor after the marathon.

دوچرخه‌سوار پس از ماراتن غرق در عرق بود.

she felt the sudor trickling down her back in the heat.

او در گرما احساس کرد که عرق از پشتش سرازیر می‌شود.

sudor is a natural response to physical exertion.

عرق یک پاسخ طبیعی به فعالیت بدنی است.

he could taste the sudor on his lips after the race.

او پس از مسابقه می‌توانست طعم عرق را روی لب‌هایش بچشد.

the sudden heat made everyone break out in sudor.

گرماي ناگهاني باعث شد همه غرق در عرق شوند.

sudor can be a sign of stress or anxiety.

عرق می‌تواند نشانه استرس یا اضطراب باشد.

he tried to remain calm, despite the sudor on his forehead.

او سعی کرد آرام بماند، با وجود اینکه عرق روی پیشانی‌اش بود.

the hot sun caused sudor to bead on her skin.

آفتاب داغ باعث شد که عرق روی پوستش جمع شود.

after the workout, he took a shower to wash off the sudor.

پس از تمرین، او برای شستن عرق دوش گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید