suffers

[ایالات متحده]/ˈsʌfəz/
[بریتانیا]/ˈsʌfərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درد یا ناراحتی را تجربه می‌کند؛ آسیب می‌بیند یا خسارت می‌بیند؛ بدتر می‌شود؛ در کیفیت کاهش می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

suffers from

از رنج می‌برد

suffers loss

از دست دادن رنج می‌برد

suffers pain

از درد رنج می‌برد

suffers defeat

از شکست رنج می‌برد

suffers damage

از آسیب رنج می‌برد

suffers stress

از استرس رنج می‌برد

suffers decline

از نزول رنج می‌برد

suffers hardship

از سختی رنج می‌برد

suffers injury

از آسیب دیدگی رنج می‌برد

suffers crisis

از بحران رنج می‌برد

جملات نمونه

she suffers from chronic pain.

او از درد مزمن رنج می‌برد.

the city suffers from heavy traffic congestion.

شهر از ترافیک سنگین رنج می‌برد.

he suffers from anxiety and depression.

او از اضطراب و افسردگی رنج می‌برد.

the plant suffers from lack of sunlight.

گیاه از کمبود نور خورشید رنج می‌برد.

the economy suffers during a recession.

اقتصاد در دوران رکود دچار آسیب می‌شود.

many animals suffer from habitat loss.

بسیاری از حیوانات از دست دادن زیستگاه رنج می‌برند.

he suffers from a serious illness.

او از یک بیماری جدی رنج می‌برد.

the team suffers from low morale.

تیم از روحیه پایین رنج می‌برد.

she suffers from allergies every spring.

او هر بهار از آلرژی رنج می‌برد.

the project suffers from a lack of funding.

پروژه از کمبود بودجه رنج می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید