sulkinesses

[ایالات متحده]/ˈsʌl.kɪ.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈsʌl.kɪ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بدخلق یا دمدمی

عبارات و ترکیب‌ها

sulkinesses revealed

افشای بداخلاقی‌ها

sulkinesses displayed

نشان دادن بداخلاقی‌ها

sulkinesses expressed

ابراز بداخلاقی‌ها

sulkinesses noted

توجه به بداخلاقی‌ها

sulkinesses observed

مشاهده بداخلاقی‌ها

sulkinesses felt

احساس بداخلاقی‌ها

sulkinesses understood

درک بداخلاقی‌ها

sulkinesses acknowledged

اعتراف به بداخلاقی‌ها

sulkinesses ignored

نادیده گرفتن بداخلاقی‌ها

sulkinesses diminished

کاهش بداخلاقی‌ها

جملات نمونه

her sulkinesses often made it hard to communicate.

خشم و بد اخلاقی او اغلب باعث می‌شد برقراری ارتباط دشوار باشد.

we need to address his sulkinesses before the meeting.

ما باید قبل از جلسه به خشم و بد اخلاقی او رسیدگی کنیم.

his sulkinesses were apparent during the family gathering.

خشم و بد اخلاقی او در جمع خانوادگی آشکار بود.

she tends to express her sulkinesses through silence.

او معمولاً خشم و بد اخلاقی خود را از طریق سکوت نشان می‌دهد.

understanding her sulkinesses can help improve our friendship.

درک خشم و بد اخلاقی او می‌تواند به بهبود دوستی ما کمک کند.

the teacher noticed the students' sulkinesses during the class.

معلم متوجه خشم و بد اخلاقی دانش‌آموزان در طول کلاس شد.

his sulkinesses were a result of feeling misunderstood.

خشم و بد اخلاقی او نتیجه احساس نادیده گرفته شدن بود.

we should not ignore her sulkinesses; they are a cry for help.

ما نباید خشم و بد اخلاقی او را نادیده بگیریم؛ آن‌ها نشانه‌ای از نیاز به کمک هستند.

recognizing his sulkinesses can lead to better support.

تشخیص خشم و بد اخلاقی او می‌تواند منجر به حمایت بهتر شود.

her sulkinesses often stem from feeling overwhelmed.

خشم و بد اخلاقی او اغلب ناشی از احساس غرق شدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید