sulkinesses revealed
افشای بداخلاقیها
sulkinesses displayed
نشان دادن بداخلاقیها
sulkinesses expressed
ابراز بداخلاقیها
sulkinesses noted
توجه به بداخلاقیها
sulkinesses observed
مشاهده بداخلاقیها
sulkinesses felt
احساس بداخلاقیها
sulkinesses understood
درک بداخلاقیها
sulkinesses acknowledged
اعتراف به بداخلاقیها
sulkinesses ignored
نادیده گرفتن بداخلاقیها
sulkinesses diminished
کاهش بداخلاقیها
her sulkinesses often made it hard to communicate.
خشم و بد اخلاقی او اغلب باعث میشد برقراری ارتباط دشوار باشد.
we need to address his sulkinesses before the meeting.
ما باید قبل از جلسه به خشم و بد اخلاقی او رسیدگی کنیم.
his sulkinesses were apparent during the family gathering.
خشم و بد اخلاقی او در جمع خانوادگی آشکار بود.
she tends to express her sulkinesses through silence.
او معمولاً خشم و بد اخلاقی خود را از طریق سکوت نشان میدهد.
understanding her sulkinesses can help improve our friendship.
درک خشم و بد اخلاقی او میتواند به بهبود دوستی ما کمک کند.
the teacher noticed the students' sulkinesses during the class.
معلم متوجه خشم و بد اخلاقی دانشآموزان در طول کلاس شد.
his sulkinesses were a result of feeling misunderstood.
خشم و بد اخلاقی او نتیجه احساس نادیده گرفته شدن بود.
we should not ignore her sulkinesses; they are a cry for help.
ما نباید خشم و بد اخلاقی او را نادیده بگیریم؛ آنها نشانهای از نیاز به کمک هستند.
recognizing his sulkinesses can lead to better support.
تشخیص خشم و بد اخلاقی او میتواند منجر به حمایت بهتر شود.
her sulkinesses often stem from feeling overwhelmed.
خشم و بد اخلاقی او اغلب ناشی از احساس غرق شدن است.
sulkinesses revealed
افشای بداخلاقیها
sulkinesses displayed
نشان دادن بداخلاقیها
sulkinesses expressed
ابراز بداخلاقیها
sulkinesses noted
توجه به بداخلاقیها
sulkinesses observed
مشاهده بداخلاقیها
sulkinesses felt
احساس بداخلاقیها
sulkinesses understood
درک بداخلاقیها
sulkinesses acknowledged
اعتراف به بداخلاقیها
sulkinesses ignored
نادیده گرفتن بداخلاقیها
sulkinesses diminished
کاهش بداخلاقیها
her sulkinesses often made it hard to communicate.
خشم و بد اخلاقی او اغلب باعث میشد برقراری ارتباط دشوار باشد.
we need to address his sulkinesses before the meeting.
ما باید قبل از جلسه به خشم و بد اخلاقی او رسیدگی کنیم.
his sulkinesses were apparent during the family gathering.
خشم و بد اخلاقی او در جمع خانوادگی آشکار بود.
she tends to express her sulkinesses through silence.
او معمولاً خشم و بد اخلاقی خود را از طریق سکوت نشان میدهد.
understanding her sulkinesses can help improve our friendship.
درک خشم و بد اخلاقی او میتواند به بهبود دوستی ما کمک کند.
the teacher noticed the students' sulkinesses during the class.
معلم متوجه خشم و بد اخلاقی دانشآموزان در طول کلاس شد.
his sulkinesses were a result of feeling misunderstood.
خشم و بد اخلاقی او نتیجه احساس نادیده گرفته شدن بود.
we should not ignore her sulkinesses; they are a cry for help.
ما نباید خشم و بد اخلاقی او را نادیده بگیریم؛ آنها نشانهای از نیاز به کمک هستند.
recognizing his sulkinesses can lead to better support.
تشخیص خشم و بد اخلاقی او میتواند منجر به حمایت بهتر شود.
her sulkinesses often stem from feeling overwhelmed.
خشم و بد اخلاقی او اغلب ناشی از احساس غرق شدن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید