sullied reputation
هک شده اعتبار
sullied image
هک شده تصویر
sullied honor
هک شده افتخار
sullied name
هک شده نام
sullied trust
هک شده اعتماد
sullied past
گذشته لکه دار
sullied legacy
میراث لکه دار
sullied waters
آب های لکه دار
sullied conscience
وجدان لکه دار
her reputation was sullied by the scandal.
شهرت او در اثر رسوایی لکهدار شد.
the once pristine lake was sullied by industrial waste.
دریاچه ای که زمانی بسیار پاک بود، در اثر زباله های صنعتی لکهدار شد.
he felt his honor was sullied after the accusation.
او احساس کرد که بعد از اتهام، آبروی او لکهدار شده است.
the artist's work was sullied by commercial interests.
آثار هنرمند در اثر منافع تجاری لکهدار شد.
her trust was sullied after the betrayal.
اعتماد او پس از خیانت لکهدار شد.
they tried to protect the environment from being sullied.
آنها سعی کردند از لکهدار شدن محیط زیست جلوگیری کنند.
his words sullied the memory of the event.
کلمات او خاطره آن رویداد را لکهدار کرد.
the community worked hard to prevent their image from being sullied.
جامعه برای جلوگیری از لکهدار شدن چهره آنها سخت تلاش کرد.
the debate sullied her public image.
بحث، چهره عمومی او را لکهدار کرد.
don't let your actions sully your good name.
اجازه ندهید اعمال شما نام خوبتان را لکهدار کند.
sullied reputation
هک شده اعتبار
sullied image
هک شده تصویر
sullied honor
هک شده افتخار
sullied name
هک شده نام
sullied trust
هک شده اعتماد
sullied past
گذشته لکه دار
sullied legacy
میراث لکه دار
sullied waters
آب های لکه دار
sullied conscience
وجدان لکه دار
her reputation was sullied by the scandal.
شهرت او در اثر رسوایی لکهدار شد.
the once pristine lake was sullied by industrial waste.
دریاچه ای که زمانی بسیار پاک بود، در اثر زباله های صنعتی لکهدار شد.
he felt his honor was sullied after the accusation.
او احساس کرد که بعد از اتهام، آبروی او لکهدار شده است.
the artist's work was sullied by commercial interests.
آثار هنرمند در اثر منافع تجاری لکهدار شد.
her trust was sullied after the betrayal.
اعتماد او پس از خیانت لکهدار شد.
they tried to protect the environment from being sullied.
آنها سعی کردند از لکهدار شدن محیط زیست جلوگیری کنند.
his words sullied the memory of the event.
کلمات او خاطره آن رویداد را لکهدار کرد.
the community worked hard to prevent their image from being sullied.
جامعه برای جلوگیری از لکهدار شدن چهره آنها سخت تلاش کرد.
the debate sullied her public image.
بحث، چهره عمومی او را لکهدار کرد.
don't let your actions sully your good name.
اجازه ندهید اعمال شما نام خوبتان را لکهدار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید