supplicated

[ایالات متحده]/ˈsʌplɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsʌplɪˌkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی supplicate

عبارات و ترکیب‌ها

supplicated for help

برای کمک درخواست کرد

supplicated for mercy

برای رحمت درخواست کرد

supplicated for guidance

برای هدایت درخواست کرد

supplicated in prayer

در نماز درخواست کرد

supplicated to god

به پیشگاه خدا درخواست کرد

supplicated for peace

برای صلح درخواست کرد

supplicated for strength

برای قدرت درخواست کرد

supplicated for support

برای حمایت درخواست کرد

supplicated for forgiveness

برای بخشش درخواست کرد

supplicated for love

برای عشق درخواست کرد

جملات نمونه

she supplicated for mercy from the judge.

او برای رحمت از قاضی درخواست کرد.

he supplicated his parents for a second chance.

او از والدینش برای یک فرصت دوباره درخواست کرد.

the villagers supplicated the king for help.

روستاییان از شاه برای کمک درخواست کردند.

they supplicated the gods for a bountiful harvest.

آنها از خدایان برای برداشت فراوان درخواست کردند.

she supplicated her friends to support her decision.

او از دوستانش خواست تا از تصمیم او حمایت کنند.

he supplicated the committee for a reconsideration.

او از کمیته خواست تا در مورد آن تجدید نظر کند.

the child supplicated his teacher for extra help.

کودک از معلمش برای کمک بیشتر درخواست کرد.

they supplicated the community for donations.

آنها از جامعه برای کمک های مالی درخواست کردند.

she supplicated for guidance during difficult times.

او در زمان های سخت برای راهنمایی درخواست کرد.

he supplicated for forgiveness after his mistake.

او پس از اشتباهش برای بخشش درخواست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید