supplicated for help
برای کمک درخواست کرد
supplicated for mercy
برای رحمت درخواست کرد
supplicated for guidance
برای هدایت درخواست کرد
supplicated in prayer
در نماز درخواست کرد
supplicated to god
به پیشگاه خدا درخواست کرد
supplicated for peace
برای صلح درخواست کرد
supplicated for strength
برای قدرت درخواست کرد
supplicated for support
برای حمایت درخواست کرد
supplicated for forgiveness
برای بخشش درخواست کرد
supplicated for love
برای عشق درخواست کرد
she supplicated for mercy from the judge.
او برای رحمت از قاضی درخواست کرد.
he supplicated his parents for a second chance.
او از والدینش برای یک فرصت دوباره درخواست کرد.
the villagers supplicated the king for help.
روستاییان از شاه برای کمک درخواست کردند.
they supplicated the gods for a bountiful harvest.
آنها از خدایان برای برداشت فراوان درخواست کردند.
she supplicated her friends to support her decision.
او از دوستانش خواست تا از تصمیم او حمایت کنند.
he supplicated the committee for a reconsideration.
او از کمیته خواست تا در مورد آن تجدید نظر کند.
the child supplicated his teacher for extra help.
کودک از معلمش برای کمک بیشتر درخواست کرد.
they supplicated the community for donations.
آنها از جامعه برای کمک های مالی درخواست کردند.
she supplicated for guidance during difficult times.
او در زمان های سخت برای راهنمایی درخواست کرد.
he supplicated for forgiveness after his mistake.
او پس از اشتباهش برای بخشش درخواست کرد.
supplicated for help
برای کمک درخواست کرد
supplicated for mercy
برای رحمت درخواست کرد
supplicated for guidance
برای هدایت درخواست کرد
supplicated in prayer
در نماز درخواست کرد
supplicated to god
به پیشگاه خدا درخواست کرد
supplicated for peace
برای صلح درخواست کرد
supplicated for strength
برای قدرت درخواست کرد
supplicated for support
برای حمایت درخواست کرد
supplicated for forgiveness
برای بخشش درخواست کرد
supplicated for love
برای عشق درخواست کرد
she supplicated for mercy from the judge.
او برای رحمت از قاضی درخواست کرد.
he supplicated his parents for a second chance.
او از والدینش برای یک فرصت دوباره درخواست کرد.
the villagers supplicated the king for help.
روستاییان از شاه برای کمک درخواست کردند.
they supplicated the gods for a bountiful harvest.
آنها از خدایان برای برداشت فراوان درخواست کردند.
she supplicated her friends to support her decision.
او از دوستانش خواست تا از تصمیم او حمایت کنند.
he supplicated the committee for a reconsideration.
او از کمیته خواست تا در مورد آن تجدید نظر کند.
the child supplicated his teacher for extra help.
کودک از معلمش برای کمک بیشتر درخواست کرد.
they supplicated the community for donations.
آنها از جامعه برای کمک های مالی درخواست کردند.
she supplicated for guidance during difficult times.
او در زمان های سخت برای راهنمایی درخواست کرد.
he supplicated for forgiveness after his mistake.
او پس از اشتباهش برای بخشش درخواست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید