survivors

[ایالات متحده]/səˈvaɪvəz/
[بریتانیا]/sərˈvaɪvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که پس از یک رویداد زنده می‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

survivors group

گروه بازماندگان

survivors network

شبکه بازماندگان

survivors support

حمایت بازماندگان

survivors fund

صندوق بازماندگان

survivors story

داستان بازماندگان

survivors rights

حقوق بازماندگان

survivors memorial

یادبود بازماندگان

survivors alliance

ائتلاف بازماندگان

survivors initiative

ابتکار عمل بازماندگان

survivors program

برنامه بازماندگان

جملات نمونه

many survivors of the disaster shared their stories.

بسیاری از بازماندگان فاجعه، داستان‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

the survivors formed a support group to help each other.

بازماندگان یک گروه حمایتی برای کمک به یکدیگر تشکیل دادند.

survivors often experience trauma long after the event.

بازماندگان اغلب مدت طولانی پس از حادثه، دچار آسیب روحی می‌شوند.

there are many organizations dedicated to helping survivors.

سازمان‌های زیادی وجود دارند که به کمک به بازماندگان اختصاص داده شده‌اند.

the documentary focused on the lives of the survivors.

مستند بر روی زندگی بازماندگان تمرکز داشت.

survivors of the accident received counseling services.

بازماندگان حادثه، خدمات مشاوره دریافت کردند.

many survivors are still searching for their loved ones.

بسیاری از بازماندگان هنوز به دنبال عزیزانشان هستند.

survivors often become advocates for change.

بازماندگان اغلب به مدافعان تغییر تبدیل می‌شوند.

the community came together to support the survivors.

جامعه برای حمایت از بازماندگان گرد هم آمد.

survivors tell their stories to raise awareness.

بازماندگان داستان‌های خود را برای افزایش آگاهی تعریف می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید