swarms

[ایالات متحده]/swɔːmz/
[بریتانیا]/swɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور گروهی حرکت کردن؛ به تعداد زیاد جمع شدن
n. گروه بزرگی از حشرات یا حیوانات، به ویژه زمانی که در حال حرکت هستند

عبارات و ترکیب‌ها

swarms of bees

گله زنبورها

swarms of insects

گله حشرات

swarms of fish

گله ماهی

swarms of locusts

گله ملخ

swarms of flies

گله مگس

swarms of ants

گله مورچه‌ها

swarms of birds

گله پرندگان

swarms of people

گله مردم

swarms of butterflies

گله پروانه‌ها

swarms of mosquitoes

گله پشه‌ها

جملات نمونه

the park was filled with swarms of bees in the summer.

پارک مملو از زنبور عسل در تابستان بود.

as the sun set, swarms of mosquitoes began to appear.

همانطور که خورشید غروب می کرد، زمره ای از پشه ها شروع به ظاهر شدن کردند.

during the festival, swarms of people gathered to celebrate.

در طول جشنواره، زمره ای از مردم برای جشن گرفتن جمع شدند.

the sky darkened as swarms of birds flew overhead.

همانطور که زمره ای از پرندگان از بالای سر پرواز می کردند، آسمان تاریک شد.

farmers often struggle with swarms of locusts during harvest.

کشاورزان اغلب در هنگام برداشت محصول با زمره ای از ملخ ها دست و پنجه نرم می کنند.

in the evening, swarms of fireflies lit up the garden.

در شب، زمره ای از کرم های شب تاب، باغ را روشن کردند.

he was fascinated by the swarms of fish swimming in the ocean.

او مجذوب زمره ای از ماهی هایی که در اقیانوس شنا می کردند، بود.

scientists study swarms of ants to understand their behavior.

دانشمندان رفتار آنها را برای درک رفتارشان، زمره ای از مورچه ها را مطالعه می کنند.

during the migration, swarms of butterflies filled the air.

در طول مهاجرت، زمره ای از پروانه ها هوا را پر کردند.

she watched as swarms of students rushed to the cafeteria.

او تماشا کرد که زمره ای از دانش آموزان به سرعت به سوی کافه تریای رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید