swatting

[ایالات متحده]/ˈswɒtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ضربه زدن به چیزی با یک حرکت سریع؛ عمل کشتن مگس‌ها و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

swatting incident

حادثه ضرب و شتم

swatting prank

شوخی ضرب و شتم

swatting attack

حمله ضرب و شتم

swatting call

تماس ضرب و شتم

swatting report

گزارش ضرب و شتم

swatting threat

تهدید ضرب و شتم

swatting case

موارد ضرب و شتم

swatting victim

قربانی ضرب و شتم

swatting law

قانون ضرب و شتم

swatting response

پاسخ ضرب و شتم

جملات نمونه

swatting is a dangerous prank that can lead to serious consequences.

سوئیتینگ یک شوخی خطرناک است که می تواند منجر به عواقب جدی شود.

many people are unaware of the legal implications of swatting.

بسیاری از مردم از پیامدهای قانونی سوئیتینگ آگاه نیستند.

swatting incidents have increased with the rise of online gaming.

حوادث سوئیتینگ با افزایش بازی های آنلاین افزایش یافته است.

law enforcement agencies take swatting very seriously.

نهادهای مجری قانون سوئیتینگ را بسیار جدی می گیرند.

the victim of swatting can face severe emotional distress.

قربانی سوئیتینگ ممکن است دچار ناراحتی عاطفی شدید شود.

there are campaigns to raise awareness about the dangers of swatting.

کمپین هایی برای افزایش آگاهی در مورد خطرات سوئیتینگ وجود دارد.

swatting can result in criminal charges for the perpetrator.

سوئیتینگ می تواند منجر به اتهامات کیفری برای مرتکب شود.

victims of swatting often suffer from anxiety and fear.

قربانیان سوئیتینگ اغلب دچار اضطراب و ترس می شوند.

technology has made it easier for swatting to occur.

فناوری باعث آسان تر شدن وقوع سوئیتینگ شده است.

communities are working together to combat the issue of swatting.

جامعه ها برای مقابله با مشکل سوئیتینگ با هم همکاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید