twirl

[ایالات متحده]/twɜːl/
[بریتانیا]/twɝl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت چرخیدن یا چرخاندن; به سرعت پیچاندن یا چرخاندن
n. حرکتی چرخشی یا چرخان؛ چیزی که به سرعت پیچانده یا چرخانده می‌شود؛ چیزی به شکل مارپیچ.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtwirling
قسمت سوم فعلtwirled
جمعtwirls
شکل سوم شخص مفردtwirls
زمان گذشتهtwirled

جملات نمونه

The ballerina began to twirl gracefully on the stage.

رقصنده باله به طور ظریف و با نشاط روی صحنه چرخید.

She watched the children twirl around in excitement.

او با هیجان به بچه‌ها نگاه کرد که با خوشحالی می‌چرخیدند.

The figure skater performed an impressive twirl during her routine.

زمستان‌گردان در طول برنامه خود یک چرخش چشمگیر انجام داد.

He absentmindedly twirled his pen while thinking.

او در حالی که فکر می‌کرد، به طور غیرمنصفانه قلم خود را چرخاند.

The twirl of her hair caught everyone's attention.

چرخش موهایش توجه همه را جلب کرد.

The little girl loved to twirl in her pretty dress.

دختر کوچولو عاشق چرخیدن در لباس زیبا و خوشگلش بود.

The dancer executed a flawless twirl as part of her routine.

رقصنده یک چرخش بی‌نقص را به عنوان بخشی از برنامه خود انجام داد.

He gave the umbrella a twirl before opening it.

او قبل از باز کردن آن، چتر را چرخاند.

The ice skater's twirls were the highlight of the performance.

چرخش‌های اسکیت‌باز روی یخ، اوج برنامه بود.

She felt a surge of joy as she watched the colorful twirls of the kite in the sky.

او با دیدن چرخش‌های رنگارنگ بادبادک در آسمان، احساس شادی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید