| شکل سوم شخص مفرد | sympathizes |
| قسمت سوم فعل | sympathized |
| زمان گذشته | sympathized |
| صفت یا فعل حال استمراری | sympathizing |
| جمع | sympathizes |
sympathize with
همدردی با
I cannot sympathize with that.
من نمیتوانم با آن همدلی کنم.
I do sympathize with you.
من با شما همدلی میکنم.
it is easy to understand and sympathize with his predicament.
فهمیدن و همدلی با وضعیت او آسان است.
they sympathize with critiques of traditional theory.
آنها با انتقادات از نظریههای سنتی همدلی میکنند.
sympathize with sb. in his afflictions
با کسی در رنجهایش همدلی کنید.
sympathized with the goals of the committee.
با اهداف کمیته همدلی داشت.
I sympathize with you in your bereavement.
من در غم و اندوه شما شریک هستم.
Please, dear, we sympathize deeply.
لطفا، عزيزم، ما عمیقا همدلی میکنیم.
I sympathized with him in his sufferings.
من با او در رنجهایش همدلی کردم.
Her family sympathized with her desire to be a lawyer.
خانوادهاش با خواسته او برای وکیل شدن همدلی کرد.
(Sympathized by men and hearkened by women.Virile voice full of androgen.Inducting ladies to listen with real sentiment.Embodiment of tempermament with HI-FI.Sing to the limit of the body and mind.
(همدردی مردان و گوش دادن زنان. صدای مردانه پر از آندروژن. ترغیب خانمها به گوش دادن با احساسات واقعی. تجسم خلق و خوی با HI-FI. با حداکثر توان جسم و ذهن بخوانید.)
sympathize with
همدردی با
I cannot sympathize with that.
من نمیتوانم با آن همدلی کنم.
I do sympathize with you.
من با شما همدلی میکنم.
it is easy to understand and sympathize with his predicament.
فهمیدن و همدلی با وضعیت او آسان است.
they sympathize with critiques of traditional theory.
آنها با انتقادات از نظریههای سنتی همدلی میکنند.
sympathize with sb. in his afflictions
با کسی در رنجهایش همدلی کنید.
sympathized with the goals of the committee.
با اهداف کمیته همدلی داشت.
I sympathize with you in your bereavement.
من در غم و اندوه شما شریک هستم.
Please, dear, we sympathize deeply.
لطفا، عزيزم، ما عمیقا همدلی میکنیم.
I sympathized with him in his sufferings.
من با او در رنجهایش همدلی کردم.
Her family sympathized with her desire to be a lawyer.
خانوادهاش با خواسته او برای وکیل شدن همدلی کرد.
(Sympathized by men and hearkened by women.Virile voice full of androgen.Inducting ladies to listen with real sentiment.Embodiment of tempermament with HI-FI.Sing to the limit of the body and mind.
(همدردی مردان و گوش دادن زنان. صدای مردانه پر از آندروژن. ترغیب خانمها به گوش دادن با احساسات واقعی. تجسم خلق و خوی با HI-FI. با حداکثر توان جسم و ذهن بخوانید.)
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید