synergistically aligned
همافزا، همسو
synergistically combined
همافزا، ترکیبشده
synergistically enhanced
همافزا، ارتقا یافته
synergistically integrated
همافزا، یکپارچه شده
synergistically developed
همافزا، توسعهیافته
synergistically driven
همافزا، هدایتشده
synergistically supported
همافزا، پشتیبانیشده
synergistically optimized
همافزا، بهینهسازیشده
synergistically partnered
همافزا، مشارکتشده
synergistically functioning
همافزا، در حال کارکرد
they worked synergistically to complete the project ahead of schedule.
آنها به طور همافزا برای تکمیل پروژه زودتر از موعد کار کردند.
the two departments function synergistically to improve overall efficiency.
دو دپارتمان به طور همافزا برای بهبود کارایی کلی عمل میکنند.
when combined synergistically, the ingredients enhance each other's effects.
هنگامی که به طور همافزا ترکیب میشوند، مواد تشکیل دهنده اثرات یکدیگر را افزایش میدهند.
the team members collaborated synergistically to solve complex problems.
اعضای تیم به طور همافزا با یکدیگر همکاری کردند تا مشکلات پیچیده را حل کنند.
these technologies can work synergistically to create innovative solutions.
این فناوریها میتوانند به طور همافزا برای ایجاد راه حلهای نوآورانه کار کنند.
they synergistically developed a new strategy to boost sales.
آنها یک استراتژی جدید را به طور همافزا برای افزایش فروش توسعه دادند.
the research findings suggest that these factors interact synergistically.
نتایج تحقیقات نشان میدهد که این عوامل به طور همافزا با یکدیگر تعامل دارند.
by working synergistically, they achieved remarkable results.
با کار کردن به طور همافزا، آنها به نتایج چشمگیری دست یافتند.
the artists created a piece that synergistically blends different styles.
هنرمندان یک اثر هنری ایجاد کردند که به طور همافزا سبکهای مختلف را با هم ترکیب میکند.
environmental policies can work synergistically to promote sustainability.
سیاستهای زیستمحیطی میتوانند به طور همافزا برای ترویج پایداری کار کنند.
synergistically aligned
همافزا، همسو
synergistically combined
همافزا، ترکیبشده
synergistically enhanced
همافزا، ارتقا یافته
synergistically integrated
همافزا، یکپارچه شده
synergistically developed
همافزا، توسعهیافته
synergistically driven
همافزا، هدایتشده
synergistically supported
همافزا، پشتیبانیشده
synergistically optimized
همافزا، بهینهسازیشده
synergistically partnered
همافزا، مشارکتشده
synergistically functioning
همافزا، در حال کارکرد
they worked synergistically to complete the project ahead of schedule.
آنها به طور همافزا برای تکمیل پروژه زودتر از موعد کار کردند.
the two departments function synergistically to improve overall efficiency.
دو دپارتمان به طور همافزا برای بهبود کارایی کلی عمل میکنند.
when combined synergistically, the ingredients enhance each other's effects.
هنگامی که به طور همافزا ترکیب میشوند، مواد تشکیل دهنده اثرات یکدیگر را افزایش میدهند.
the team members collaborated synergistically to solve complex problems.
اعضای تیم به طور همافزا با یکدیگر همکاری کردند تا مشکلات پیچیده را حل کنند.
these technologies can work synergistically to create innovative solutions.
این فناوریها میتوانند به طور همافزا برای ایجاد راه حلهای نوآورانه کار کنند.
they synergistically developed a new strategy to boost sales.
آنها یک استراتژی جدید را به طور همافزا برای افزایش فروش توسعه دادند.
the research findings suggest that these factors interact synergistically.
نتایج تحقیقات نشان میدهد که این عوامل به طور همافزا با یکدیگر تعامل دارند.
by working synergistically, they achieved remarkable results.
با کار کردن به طور همافزا، آنها به نتایج چشمگیری دست یافتند.
the artists created a piece that synergistically blends different styles.
هنرمندان یک اثر هنری ایجاد کردند که به طور همافزا سبکهای مختلف را با هم ترکیب میکند.
environmental policies can work synergistically to promote sustainability.
سیاستهای زیستمحیطی میتوانند به طور همافزا برای ترویج پایداری کار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید