unproductively

[ایالات متحده]/[ʌnˈprɒdʌktɪvli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈprɑːdʌktɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نتیجه‌ای حاصل نکند یا به هدف مورد نظر نرسد؛ بدون تولید کالا یا خدمات؛ به روشی مولد.

عبارات و ترکیب‌ها

worked unproductively

به‌طور غیرمولد کار کرد

unproductively spending

به‌طور غیرمولد هزینه کرد

unproductively long

طولانی و غیرمولد

unproductively used

به‌طور غیرمولد استفاده شد

unproductively waiting

منتظر ماندن به‌طور غیرمولد

unproductively running

به‌طور غیرمولد در حال اجرا

unproductively slow

به‌طور غیرمولد کند

unproductively doing

انجام دادن به‌طور غیرمولد

unproductively idle

بی‌عمل و غیرمولد

unproductively planned

برنامه‌ریزی شده به‌طور غیرمولد

جملات نمونه

the team spent the afternoon productively brainstorming, but the initial meeting went unproductively.

تیم بعد از ظهر را به طور سازنده برای بارش ایده‌ها سپری کرد، اما جلسه اولیه بدون نتیجه‌گیری پیش رفت.

he worked unproductively for hours, staring blankly at the computer screen.

او ساعت‌ها به طور غیرسازنده روی صفحه نمایش کامپیوتر خیره مانده بود.

the new software seemed to run unproductively on older machines.

به نظر می‌رسید نرم‌افزار جدید روی ماشین‌های قدیمی به طور غیرسازنده اجرا می‌شود.

the project was hampered by unproductively long meetings and endless paperwork.

این پروژه با جلسات طولانی و غیرسازنده و کارهای اداری بی‌پایان دچار مشکل شد.

we need to find ways to prevent employees from working unproductively from home.

ما باید راهی برای جلوگیری از کار غیرسازنده کارکنان از خانه پیدا کنیم.

the marketing campaign ran unproductively due to a lack of clear targeting.

کمپین بازاریابی به دلیل عدم هدف‌گذاری مشخص، به طور غیرسازنده پیش رفت.

the research grant was spent unproductively on unnecessary equipment.

حقوق پژوهشی به طور غیرسازنده برای تجهیزات غیرضروری هزینه شد.

the committee debated the issue unproductively for several hours without reaching a consensus.

کمیته برای چندین ساعت بدون رسیدن به اجماع، به طور غیرسازنده در مورد این موضوع بحث کرد.

the factory’s outdated machinery led to unproductively low output.

ماشین‌آلات قدیمی کارخانه منجر به تولید پایین و غیرسازنده شد.

the training session was unproductively long and lacked practical exercises.

جلسه آموزشی بسیار طولانی و غیرسازنده بود و فاقد تمرینات عملی بود.

the discussion drifted unproductively into personal anecdotes.

بحث به طور غیرسازنده به داستان‌های شخصی کشیده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید