tacitly

[ایالات متحده]/'tæsitli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون صحبت کردن به صورت بلند، به طور خاموش

عبارات و ترکیب‌ها

tacitly agreed

توافق ضمنی

tacitly approved

تایید ضمنی

tacitly consent

رضایت ضمنی

tacitly understood

درک ضمنی

جملات نمونه

America tacitly approved Germany's rearmament in 1935.It carried out the policy because of its resentment against Versailles Treaty and the development of European disarmament after the Great War.

آمریکا به طور ضمنی از بازسازی آلمان در سال 1935 حمایت کرد. این سیاست را به دلیل نارضایتی خود از معاهده ورسای و توسعه خلع سلاح اروپا پس از جنگ جهانی اول دنبال کرد.

She tacitly agreed to his proposal.

او به طور ضمنی با پیشنهاد او موافقت کرد.

He tacitly acknowledged his mistake.

او به طور ضمنی اشتباه خود را پذیرفت.

The decision was tacitly approved by the board.

تصمیم به طور ضمنی توسط هیئت مدیره تایید شد.

They tacitly agreed not to discuss the issue further.

آنها به طور ضمنی توافق کردند که دیگر در مورد این موضوع صحبت نکنند.

She tacitly supported his decision.

او به طور ضمنی از تصمیم او حمایت کرد.

He tacitly admitted his guilt.

او به طور ضمنی گناه خود را پذیرفت.

نمونه‌های واقعی

The health regulator, Monitor, tacitly concedes that the rules could be clearer.

سازمان تنظیم مقررات، مانیتور، به طور ضمنی اعتراف می‌کند که قوانین می‌توانند روشن‌تر باشند.

منبع: The Economist (Summary)

He's supported at least tacitly by cleric Muqtada al-Sadr. Sadr is massively popular with poor Shiites.

او حداقل به طور ضمنی توسط آیت‌الله منتظر صدر مورد حمایت قرار می‌گیرد. صدر از محبوبیت زیادی در میان شیعیان فقیر برخوردار است.

منبع: NPR News May 2016 Compilation

As rounds progress a tacitly agreed vocabulary allows teams to identify the common symbol more and more quickly.

با پیشرفت دورها، یک واژگان مورد توافق ضمنی به تیم‌ها اجازه می‌دهد تا نماد مشترک را سریع‌تر و سریع‌تر شناسایی کنند.

منبع: The Economist (Summary)

The U.S., which has not yet ratified UNCLOS, tacitly abides by it but has not sought any mining contracts.

ایالات متحده، که هنوز UNCLOS را تصویب نکرده است، به طور ضمنی از آن پیروی می‌کند، اما به دنبال قراردادهای معدنی نبوده است.

منبع: Time

You know, you are pretty brazen for a woman who just admitted, however tacitly, that she just slept with my husband.

می‌دانید، شما برای زنی که به تازگی اعتراف کرده است، هرچند به طور ضمنی، که با همسرم رابطه جنسی داشته است، بسیار جسور هستید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Politicians had tacitly given it up.

سیاستمداران به طور ضمنی آن را رها کرده بودند.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

And if you don't stand up and say the truth, you're tacitly endorsing the wrongdoer.

و اگر ایستادگی نکنید و حقیقت را نگوئید، شما به طور ضمنی حامی مجرم هستید.

منبع: Radio Laboratory

The classical school have tacitly assumed that this would involve no significant change in their theory.

مدرسه کلاسیک به طور ضمنی فرض کرده‌اند که این امر منجر به تغییر قابل توجهی در نظریه آنها نخواهد شد.

منبع: Employment, Interest, and General Theory of Money (Volume 1)

The other members of the class tacitly acknowledged their superiority, and never dreamed of trying to compete with them.

سایر اعضای کلاس به طور ضمنی برتری آنها را پذیرفتند و هرگز فکر نکردند که بخواهند با آنها رقابت کنند.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

In practice we have tacitly agreed, as a rule, to fall back on what is, in truth, a convention.

در عمل، ما به طور ضمنی به عنوان یک قانون، به آنچه در واقع یک عرف است، بازگشته‌ایم.

منبع: Employment, Interest, and General Theory of Money (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید