tamely

[ایالات متحده]/'teimli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی آرام یا ملایم؛ بدون روح

عبارات و ترکیب‌ها

behaving tamely

رفتار کردن به صورت رام

accept tamely

پذیرفتن به صورت رام

جملات نمونه

The dog followed tamely behind its owner.

سگ به آرامی و مطیعانه پشت سر صاحبش دنبال کرد.

She accepted the criticism tamely without arguing.

او انتقاد را بدون بحث و به آرامی پذیرفت.

The horse trotted tamely along the trail.

اسب به آرامی و مطیعانه در امتداد مسیر حرکت کرد.

The child tamely obeyed his parents' instructions.

بچه به آرامی و مطیعانه از دستورالعمل‌های والدینش پیروی کرد.

He tamely agreed to the terms of the contract.

او به آرامی و بدون اعتراض با شرایط قرارداد موافقت کرد.

The lion tamely approached its trainer for a treat.

شیر به آرامی و مطیعانه برای تشویق به سمت مربی خود نزدیک شد.

The cat tamely allowed the vet to examine it.

گربه به آرامی اجازه داد دامپزشک آن را معاینه کند.

She tamely followed the rules of the game.

او به آرامی و مطیعانه قوانین بازی را دنبال کرد.

The student tamely accepted the teacher's decision.

دانشجو به آرامی و مطیعانه تصمیم معلم را پذیرفت.

The prisoner tamely surrendered to the authorities.

بازداشت شده به آرامی و مطیعانه خود را به مقامات تسلیم کرد.

نمونه‌های واقعی

When this waiver inevitably fails to boost production, supporters won't tamely back off.

وقتی این توافق‌نامه اجتناب‌ناپذیر به افزایش تولید کمک نکرد، حامیان به سادگی عقب‌نشینی نخواهند کرد.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

Did they submit tamely to their loss, nor attempt to recover their wandering Daughter'?

آیا آنها به سادگی به شکست خود تسلیم شدند و تلاش نکردند دختر سرگردان خود را بازیابند؟

منبع: Monk (Part 1)

" Well, I do feel we ought to put up some sort of a fight before giving in tamely like this" .

" خوب، احساس می‌کنم قبل از اینکه به این شکل به سادگی تسلیم شویم، باید نوعی مبارزه کنیم."

منبع: The Disappearing Horizon

But when he spoke, it was tamely and awkwardly, and his comment was ludicrously inappropriate to the solemnity of the moment.

اما وقتی صحبت کرد، به سادگی و دستپاچگی بود و اظهار نظر او به شدت نامناسب با سنگینی آن لحظه بود.

منبع: Murder at the golf course

That Palmerston had wanted a quarrel was obvious; why, then, did he submit so tamely to being made the victim of the quarrel?

واضح بود که پالمرستون جنگی را می‌خواست؛ چرا پس، او به سادگی اجازه داد که قربانی این نزاع شود؟

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 1)

Nevertheless, the girl did not take kindly to the idea of being tamely put to sleep without as much as one bid for freedom.

با این حال، آن دختر از این ایده که بدون حتی یک درخواست برای آزادی به سادگی به خواب برود خوشش نیامد.

منبع: Hidden danger

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید