tampered

[ایالات متحده]/ˈtæmpəd/
[بریتانیا]/ˈtæmpərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مضر با چیزی دخالت کردن؛ تغییرات غیرمجاز ایجاد کردن؛ بدون اجازه به چیزی سرکشی یا دست زدن

عبارات و ترکیب‌ها

tampered evidence

شواهد دستکاری‌شده

tampered data

اطلاعات دستکاری‌شده

tampered device

دستگاه دستکاری‌شده

tampered software

نرم‌افزار دستکاری‌شده

tampered documents

اسناد دستکاری‌شده

tampered files

فایل‌های دستکاری‌شده

tampered records

ثبت‌نام‌های دستکاری‌شده

tampered settings

تنظیمات دستکاری‌شده

tampered controls

کنترل‌های دستکاری‌شده

tampered information

اطلاعات دستکاری‌شده

جملات نمونه

the evidence was tampered with before the trial.

شواهد قبل از محاکمه دستکاری شده بود.

she discovered that her documents had been tampered.

او متوجه شد که اسنادش دستکاری شده است.

the security system alerts when the locks are tampered with.

سیستم امنیتی هشدار می دهد وقتی قفل ها دستکاری می شوند.

it is illegal to tamper with a witness's testimony.

دستکاری شهادت یک شاهد غیرقانونی است.

the data was tampered during the transfer process.

در طول فرآیند انتقال، داده ها دستکاری شد.

the package arrived, but it looked like it had been tampered.

بسته رسید، اما به نظر می رسید که دستکاری شده باشد.

authorities warned against tampering with the evidence.

مقامات در مورد دستکاری مدارک هشدار دادند.

he was accused of tampering with the financial records.

او به دستکاری سوابق مالی متهم شد.

they found that the software had been tampered with.

آنها متوجه شدند که نرم افزار دستکاری شده است.

she was caught tampering with the election results.

او در حال دستکاری نتایج انتخابات دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید