tandoori

[ایالات متحده]/tæn'dʊərɪ/
[بریتانیا]/tæn'dʊri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش پخت تندوری، روش پخت با استفاده از فر سفالی
شکل‌های واژه
جمعtandoori

عبارات و ترکیب‌ها

tandoori chicken

مرغ تندوری

tandoori naan

نان تندوری

tandoori masala

ماسالای تندوری

tandoori oven

فر تندوری

جملات نمونه

5.My meal began with two delectable chicken dishes: murgh tandoori and murgh malai tikka, both roasted in a traditional tandoor oven.

5.وعده غذایی من با دو غذای مرغ خوشمزه آغاز شد: مرغ تندوری و مرغ مالای تیکا، که هر دو در یک تنور سنتی پخته شده بودند.

I ordered tandoori chicken for dinner.

من مرغ تن‌دوری برای شام سفارش دادم.

The tandoori naan bread was delicious.

نان تن‌دوری بسیار خوشمزه بود.

She marinated the chicken in tandoori spices.

او مرغ را در ادویه‌های تن‌دوری مزه‌دار کرد.

Tandoori dishes are popular in Indian cuisine.

غذاهای تن‌دوری در آشپزی هندی محبوب هستند.

I love the smoky flavor of tandoori dishes.

من طعم دودی غذاهای تن‌دوری را دوست دارم.

The restaurant specializes in tandoori cooking.

این رستوران در پخت تن‌دوری تخصص دارد.

Tandoori spices add a unique taste to the dish.

ادویه‌های تن‌دوری طعم منحصر به فردی به غذا می‌دهند.

We enjoyed a tandoori feast at the Indian restaurant.

ما از یک جشن تن‌دوری در رستوران هندی لذت بردیم.

The tandoori oven is used to cook traditional Indian dishes.

از تنور برای پختن غذاهای سنتی هندی استفاده می‌شود.

Tandoori chicken is a popular dish at many Indian restaurants.

مرغ تن‌دوری غذای محبوبی در بسیاری از رستوران‌های هندی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید