tangentiality

[ایالات متحده]/ˌtæn.dʒən.ʃiˈæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌtæn.dʒən.ʃiˈæl.ɪ.ti/

ترجمه

n. انحراف از موضوع اصلی؛ تابع مماس در ریاضیات؛ نشانه روانشناختی شامل سخن گفتن غیرمستقیم و ناشی از طریق پرتوان.

عبارات و ترکیب‌ها

symptoms of tangentiality

علائم تانژانسیالیت

exhibiting tangentiality

نمایش تانژانسیالیت

patient's tangentiality

تانژانسیالیت بیمار

clinical tangentiality

تانژانسیالیت بالینی

tangentiality in schizophrenia

تانژانسیالیت در اسکیزوفرنی

marked tangentiality

تانژانسیالیت محسوس

tangentiality and looseness

تانژانسیالیت و افتضاح

جملات نمونه

the patient exhibited significant tangentiality in her speech patterns during the evaluation.

بیمار در حین ارزیابی، در الگوهای گفتاری خود نمایانگر تانژانسیالیت معناداری بود.

his tangentiality made it difficult to follow the thread of the conversation.

تانژانسیالیت او باعث شد که دنبال کردن محتوای گفتگو دشوار شود.

the therapist noted the tangentiality of her thoughts as a symptom of her condition.

درمانگر تانژانسیالیت فکرهای او را به عنوان یک علامت از وضعیت او یاد گرفت.

tangentiality is often associated with disorders such as schizophrenia.

تانژانسیالیت اغلب با اختلالاتی مانند اسکیزوفرنی مرتبط است.

the professor criticized the tangentiality of the student's essay.

استاد تانژانسیالیت مقاله دانشجو را مورد انتقاد قرار داد.

she demonstrated marked tangentiality when discussing the project's goals.

او در زمان بحث درباره اهداف پروژه، تانژانسیالیت واضحی نشان داد.

the doctor observed increasing tangentiality in the patient's responses over time.

پزشک در طول زمان، تانژانسیالیت افزایش یافته در پاسخ‌های بیمار را مشاهده کرد.

severe tangentiality can interfere significantly with daily functioning.

تانژانسیالیت شدید می‌تواند به طور قابل توجهی با عملکرد روزمره در تداخل قرار بگیرد.

the interview was marked by the candidate's tangentiality and lack of focus.

مقابله‌ای با تانژانسیالیت و فقدان تمرکز نامزد مشخص شد.

cognitive behavioral therapy can help reduce tangentiality in some patients.

درمان رفتاری شناختی می‌تواند در برخی بیماران به کاهش تانژانسیالیت کمک کند.

the speaker's tangentiality frustrated the audience waiting for a clear answer.

تانژانسیالیت سخنران باعث ناراحتی جمع حاضر شد که منتظر یک پاسخ واضح بودند.

her tangentiality during the meeting derailed several important discussions.

تانژانسیالیت او در جلسه باعث ایجاد اختلال در چندین بحث مهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید