vaporousness

[ایالات متحده]/[ˈveɪpərəsˌnəs]/
[بریتانیا]/[ˈveɪpərəsˌnəs]/

ترجمه

n. ویژگی بخار مانند بودن؛ کیفیت بخار مانند؛ حالتی که با بخار پر شده باشد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

with vaporousness

با تباه‌نمایی

exuding vaporousness

با انتشار تباه‌نمایی

sense of vaporousness

حس تباه‌نمایی

heightened vaporousness

تباه‌نمایی شدید

filled with vaporousness

پر از تباه‌نمایی

vaporousness lingered

تباه‌نمایی ماندگار بود

displaying vaporousness

نشان دادن تباه‌نمایی

air of vaporousness

فضای تباه‌نمایی

possessing vaporousness

دارای تباه‌نمایی

marked vaporousness

تباه‌نمایی مشخص

جملات نمونه

the landscape possessed a strange vaporousness, blurring the distant mountains.

منظره حالتی مبهم و غیرواضح داشت که کوه‌های دوردست را محو می‌کرد.

he described the dream with a sense of vaporousness, making it hard to grasp.

او رؤیا را با حسی مبهم و غیرواضح توصیف کرد و درک آن را دشوار کرد.

the artist captured the vaporousness of the morning mist in the painting.

هنرمند توانست حالتی مبهم و غیرواضح مه صبح را در نقاشی به تصویر بکشد.

a feeling of vaporousness permeated the abandoned house, adding to its eerie atmosphere.

حسی مبهم و غیرواضح در خانه متروکه نفوذ کرده بود و به فضای وهم‌آلود آن می‌افزود.

the poet explored themes of loss and vaporousness in his melancholic verses.

شاعر مضامین از دست دادن و مبهم بودن را در ابیات غم‌انگیز خود بررسی کرد.

despite the clarity of the data, a certain vaporousness lingered in the overall conclusion.

با وجود وضوح داده‌ها، حالتی مبهم و غیرواضح در نتیجه‌گیری کلی باقی ماند.

the film used lighting and sound to create a pervasive vaporousness, enhancing the mystery.

فیلم از نورپردازی و صدا برای ایجاد حالتی مبهم و غیرواضح استفاده کرد و رمز و راز را افزایش داد.

she found a certain beauty in the vaporousness of the twilight sky.

او در حالتی مبهم و غیرواضح آسمان غروب، زیبایی خاصی یافت.

the speaker’s arguments lacked substance and were filled with a frustrating vaporousness.

استدلال‌های سخنران فاقد محتوا بودند و با حالتی مبهم و غیرواضح پر شده بودند.

the photograph aimed to convey the vaporousness of a memory, fading with time.

عکس سعی داشت حالتی مبهم و غیرواضح خاطره‌ای را به تصویر بکشد که با گذشت زمان محو می‌شود.

the composer sought to evoke a sense of vaporousness through the use of sustained chords.

آهنگساز به دنبال ایجاد حسی مبهم و غیرواضح از طریق استفاده از آکورد‌های طولانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید