tasseled

[ایالات متحده]/ˈtæs.əld/
[بریتانیا]/ˈtæs.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید کردن پاپیون یا تزئین کردن با پاپیون؛ زمان گذشته و شکل گذشته‌ی participle از پاپیون

عبارات و ترکیب‌ها

tasseled hat

کلاه تزئین‌دار

tasseled shoes

کفش تزئین‌دار

tasseled curtain

پرده تزئین‌دار

tasseled scarf

شال تزئین‌دار

tasseled pillow

بالش تزئین‌دار

tasseled blanket

پتو تزئین‌دار

tasseled rug

گبه تزئین‌دار

tasseled bag

کیف تزئین‌دار

tasseled bookmark

نشانک تزئین‌دار

tasseled keychain

آویز تزئین‌دار

جملات نمونه

the curtains were beautifully tasseled.

پرده‌ها به زیبایی با روبان تزئین شده بودند.

she wore a tasseled scarf around her neck.

او یک روسری با روبان دور گردنش انداخت.

the tasseled edges of the blanket added a cozy touch.

لبه‌های روبانی پتو حس دلپذیری به آن بخشید.

he admired the tasseled design on the pillow.

او طرح روبانی روی بالش را تحسین کرد.

the dancer wore a dress with tasseled fringes.

رقاص لباسی با لبه‌های روبانی پوشید.

the tasseled hat was a popular fashion item.

کلاه روبانی یک وسیله مد محبوب بود.

they decorated the party with tasseled garlands.

آنها مهمانی را با گلدان‌های روبانی تزئین کردند.

the book had a tasseled bookmark.

کتاب یک نشانک روبانی داشت.

her bag featured a tasseled charm.

کیف او دارای یک آویز روبانی بود.

the traditional costume included a tasseled belt.

لباس سنتی شامل یک کمربند روبانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید