tastily prepared
به طور خوشمزه آماده شده
tastily served
به طور خوشمزه سرو شده
tastily cooked
به طور خوشمزه پخته شده
tastily seasoned
به طور خوشمزه مزهدار شده
tastily presented
به طور خوشمزه ارائه شده
tastily garnished
به طور خوشمزه تزئین شده
tastily arranged
به طور خوشمزه مرتب شده
tastily enjoyed
به طور خوشمزه لذت برده شده
tastily made
به طور خوشمزه تهیه شده
tastily baked
به طور خوشمزه پخته شده
the chef prepared the meal tastily.
سرآشپز غذا را به طرز خوشمزه ای آماده کرد.
she decorated the cake tastily for the party.
او کیک را به طرز خوشمزه ای برای مهمانی تزئین کرد.
the restaurant is known for serving tastily cooked dishes.
این رستوران به خاطر سرو غذاهای خوشمزه پخته شده معروف است.
he presented the food tastily on the plate.
او غذا را به طرز خوشمزه ای روی بشقاب ارائه کرد.
they enjoyed the tastily prepared seafood.
آنها از غذاهای دریایی خوشمزه آماده شده لذت بردند.
her cooking is always tastily seasoned.
پخت و پز او همیشه به طرز خوشمزه ای مزهدار میشود.
the dish was tastily garnished with fresh herbs.
غذا با گیاهان تازه به طرز خوشمزه ای تزئین شده بود.
he knows how to cook tastily with simple ingredients.
او میداند چگونه با مواد اولیه ساده به طرز خوشمزه ای آشپزی کند.
the picnic was made special with tastily prepared sandwiches.
انتخاب پیک نیک با ساندویچ های خوشمزه آماده شده خاص بود.
they always serve tastily brewed coffee in the café.
آنها همیشه قهوه دم کشیده خوشمزه را در کافه سرو می کنند.
tastily prepared
به طور خوشمزه آماده شده
tastily served
به طور خوشمزه سرو شده
tastily cooked
به طور خوشمزه پخته شده
tastily seasoned
به طور خوشمزه مزهدار شده
tastily presented
به طور خوشمزه ارائه شده
tastily garnished
به طور خوشمزه تزئین شده
tastily arranged
به طور خوشمزه مرتب شده
tastily enjoyed
به طور خوشمزه لذت برده شده
tastily made
به طور خوشمزه تهیه شده
tastily baked
به طور خوشمزه پخته شده
the chef prepared the meal tastily.
سرآشپز غذا را به طرز خوشمزه ای آماده کرد.
she decorated the cake tastily for the party.
او کیک را به طرز خوشمزه ای برای مهمانی تزئین کرد.
the restaurant is known for serving tastily cooked dishes.
این رستوران به خاطر سرو غذاهای خوشمزه پخته شده معروف است.
he presented the food tastily on the plate.
او غذا را به طرز خوشمزه ای روی بشقاب ارائه کرد.
they enjoyed the tastily prepared seafood.
آنها از غذاهای دریایی خوشمزه آماده شده لذت بردند.
her cooking is always tastily seasoned.
پخت و پز او همیشه به طرز خوشمزه ای مزهدار میشود.
the dish was tastily garnished with fresh herbs.
غذا با گیاهان تازه به طرز خوشمزه ای تزئین شده بود.
he knows how to cook tastily with simple ingredients.
او میداند چگونه با مواد اولیه ساده به طرز خوشمزه ای آشپزی کند.
the picnic was made special with tastily prepared sandwiches.
انتخاب پیک نیک با ساندویچ های خوشمزه آماده شده خاص بود.
they always serve tastily brewed coffee in the café.
آنها همیشه قهوه دم کشیده خوشمزه را در کافه سرو می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید