flavorfully

[ایالات متحده]/[ˈfleɪvərli]/
[بریتانیا]/[ˈfleɪvərli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مزه یا عطر لذت‌بخشی دارد؛ خوشمزه؛ به گونه‌ای که پر از طعم است؛ با طعمی قوی و جذاب.

عبارات و ترکیب‌ها

flavorfully seasoned

پر مزه و به خوبی به مخلوط شده

flavorfully prepared

پر مزه و به خوبی آماده شده

flavorfully cooked

پر مزه و به خوبی پخته شده

flavorfully spiced

پر مزه و به خوبی به فلفل داده شده

flavorfully presented

پر مزه و به خوبی نمایش داده شده

flavorfully enhanced

پر مزه و به خوبی تقویت شده

flavorfully aromatic

پر مزه و به خوبی عطرآور

flavorfully bright

پر مزه و به خوبی روشن

flavorfully rich

پر مزه و به خوبی غنی

flavorfully combined

پر مزه و به خوبی ترکیب شده

جملات نمونه

the chef flavorfully seasoned the roasted chicken with herbs and spices.

شکارچی به‌طور خوشمزه گوشت مرغ پеченه‌شده را با عصاره‌های گیاهی و ادویه‌های مختلف مخلوط کرد.

she flavorfully described the exotic fruits she tasted in thailand.

او به‌طور خوشمزه میوه‌های نادری را که در تایلند تجربه کرده بود، توصیف کرد.

the restaurant flavorfully presented its signature dish with a vibrant sauce.

رستوران به‌طور خوشمزه دسر ویژه خود را با یک سس رنگارنگ ارائه داد.

he flavorfully recounted his travels through italy, highlighting the regional cuisines.

او به‌طور خوشمزه سفرهایش از ایتالیا را بازگو کرد و غذاهای منطقه‌ای را تاکید کرد.

the baker flavorfully combined chocolate and raspberry in the decadent cake.

بیکر به‌طور خوشمزه چکولت و میوه‌های توت فرنگی را در کیک پر مزه ترکیب کرد.

the author flavorfully depicted the bustling marketplace in her novel.

نویسنده به‌طور خوشمزه بازاری پر از فعالیت را در رمان خود توصیف کرد.

the soup was flavorfully enhanced with a touch of lemon and ginger.

سوپ با یک لمس از لیمو و گیاه گinger به‌طور خوشمزه تقویت شد.

the wine flavorfully complemented the rich, creamy pasta dish.

شامپاگن به‌طور خوشمزه با غذاهای پاستا غنی و کرمی مکمل شد.

the children flavorfully enjoyed the homemade cookies after school.

کودکان به‌طور خوشمزه کوکی‌های خانگی را پس از مدرسه لذت بردند.

the singer flavorfully delivered the emotional ballad to the captivated audience.

خواننده به‌طور خوشمزه آوازهای عاطفی را به مخاطبین وادار شده ارائه داد.

the garden flavorfully bloomed with a variety of colorful flowers in the spring.

باغچه در بهار با گل‌های رنگارنگی به‌طور خوشمزه گل می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید