tattoo

[ایالات متحده]/tæ'tuː/
[بریتانیا]/tæ'tu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک علامت یا طراحی دائمی که بر روی پوست با فرایند سوزن زدن و نفوذ جوهر رنگی ایجاد شده است
vt. پوست را با یک طراحی با استفاده از جوهر رنگی و سوزن علامت گذاری کردن
vi. طراحی بر روی پوست سوزن زده شود
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtattoos
زمان گذشتهtattooed
صفت یا فعل حال استمراریtattooing
جمعtattoos
قسمت سوم فعلtattooed

عبارات و ترکیب‌ها

tattoo artist

هنرمند تاتو

tattoo parlor

سالن خالکوبى

جملات نمونه

a tattoo on the skin

تاتو روی پوست

He has a tattoo on the back of his hand.

او یک تاتو روی پشت دستش دارد.

The sailor had a heart tattooed on his arm.

ملوان یک قلب خالکوبی روی بازویش داشت.

Ashley The Female Tattooer ;

اشلی، خالکوب زن؛

His arms were covered in tattoos.

دست‌های او با خالکوبی پوشیده شده بود.

She’s having a tattoo done on her leg.

او در حال خالکوبی روی پایش است.

I’ve decided to get my tattoo removed.

تصمیم گرفتم تاتوی خود را از بین ببرم.

the women pounded out a ringing tattoo on several oil drums.

زنان یک ریتم زنگ‌مانند را روی چندین درام نفتی کوبیدند.

his cheek was tattooed with a winged fist.

گونه او با یک مشت پروانه خالکوبی شده بود.

he has a heart tattooed on his left hand.

او یک قلب خالکوبی شده روی دست چپش دارد.

But evidence that tattoos are growing more popular is abundant on beaches,in health clubs,and on the streets.

اما شواهدی مبنی بر افزایش محبوبیت خالکوبی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و خیابان‌ها فراوان است.

He had tattooed his wife’s name on his upper arm.

او نام همسرش را روی قسمت بالایی بازویش خالکوبی کرده بود.

[as adj. depilated]his permanently depilated and tattooed skull.

[به عنوان صفت، موزدایی شده] جمجمه دائمی او که موزدایی و خالکوبی شده است.

That company engages in questionable business practices. Facial tattooing is a standard practice among certain peoples.

آن شرکت درگیر شیوه‌های تجاری مشکوک است. خالکوبی صورت یک عمل استاندارد در میان برخی از اقوام است.

The tattoo uniquely identifies the pig enabling it to be traced back, at anytime, to Savin Hill Farm.

تاتو به طور منحصر به فرده‌ای خوک را شناسایی می‌کند و این امکان را فراهم می‌کند که در هر زمان به مزرعه ساوین هیل ردیابی شود.

People who give and receive tattoos, piercings, and scarification procedures can also be at risk of infection.

افرادی که خالکوبی، سوراخ کردن و روش‌های ایجاد زخم دریافت یا انجام می‌دهند، همچنین ممکن است در معرض خطر ابتلا به عفونت قرار گیرند.

Tattooer: Most guys,you know,for the first one,they start with something small.

خالکوب: بیشتر مردها، می‌دانید، برای اولین بار، با یک چیز کوچک شروع می‌کنند.

Crystal capacitors, dories, power stones, and psionic tattoos are always psionic items.

خازن‌های کریستالی، قایق‌های کوچک، سنگ‌های قدرتمند و خالکوبی‌های روان‌شناختی همیشه اقلام روان‌شناختی هستند.

His major inventions include phonograph, kinetoscope, dictaphone, incandescent light bulb and tattoo gun etc.

اختراعات مهم او شامل گرامافون، کینتوسکوپ، دایکتوفون، لامپ درخشان و تفنگ خالکوب و غیره است.

نمونه‌های واقعی

Ed Sheeran has you tattooed on his body.

اد شِرن شما را روی بدن خود خالک کرده است.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

How did you know about Rob's tattoo?

چگونه درباره خالک راب فهمیدید؟

منبع: BBC Authentic English

As it turns out, it was a temporary tattoo.

همانطور که مشخص شد، یک خالک موقت بود.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

He has a tattoo wrapped around his left arm.

او خالکی دارد که دور بازوی چپش پیچیده شده است.

منبع: Emma's delicious English

SS have a tattoo of their blood type here.

SS خالک گروه خونی خود را در اینجا دارند.

منبع: American Horror Story: Season 2

Does Millie Bobby Brown actually have the 11 tattoo?

آیا میلی بابی براون واقعاً خالک شماره 11 را دارد؟

منبع: Connection Magazine

I even have a tattoo of a terror bird.

حتی من خالکی از یک پرنده وحشتناک دارم.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2023 Collection

Daddy didn't get a tattoo while you were gone.

بابا در حالی که شما رفته بودید، خالک نکرد.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

The agency suggested giving tourists stickers to cover their tattoos.

آژانس پیشنهاد کرد به گردشگران استیکر بدهند تا خالک‌های خود را بپوشانند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Were you aware at all that Tyler had a tattoo?

آیا اصلا می‌دانستید که تايلر خالک دارد؟

منبع: English little tyrant

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید