school taunters
تکاوران مدرسه
online taunters
تکاوران آنلاین
the taunters in the crowd shouted insults until security intervened.
تکفیککنندگان در جمع خیابان تا زمانی که امنیت مداخله کرد، توهینهایی را سر دادند.
online taunters posted cruel comments under every update.
تکفیککنندگان آنلاین در زیر هر بهروزرسانی دیدگاههای خشنی را منتشر کردند.
the coach warned players not to respond to taunters from the stands.
مربی بازیکنان را هشدار داد که به تکفیککنندگان از ردیفها پاسخ ندهند.
police moved in when taunters started provoking the marchers.
چون تکفیککنندگان شروع به تحریج نیروهای مارش کردند، پلیس وارد شدند.
the speaker stayed calm despite taunters trying to drown out her words.
گوینده با وجود اینکه تکفیککنندگان سعی میکردند کلماتش را فلج کنند، آرام ماند.
ignore the taunters and focus on your performance.
تکفیککنندگان را نادیده گیر و روی عملکرد خود متمرکز شو.
the referee stopped the match to address taunters hurling abuse.
مربی بازی را متوقف کرد تا با تکفیککنندگانی که توهین میکردند، روبرو شود.
taunters thrived on attention, so the team refused to engage.
تکفیککنندگان از توجه لذت میبردند، بنابراین تیم تصمیم گرفت با آنها تعامل نکند.
the principal disciplined the taunters who mocked new students.
دبیرخانه تکفیککنندگانی را که دانشآموزان جدید را مسخره میکردند، مجازات کرد.
his friends told him to block the taunters and report the account.
دوستان او به او گفتند که تکفیککنندگان را مسدود کند و حساب را گزارش دهد.
taunters lined up outside the courthouse, jeering at the defendant.
تکفیککنندگان در بیرون دادگاه صف بکشیدند و به متهم توهین میکردند.
the singer smiled at the taunters, then won the audience over.
خواننده به تکفیککنندگان لبخند زد و سپس جمهور را به خود جذب کرد.
school taunters
تکاوران مدرسه
online taunters
تکاوران آنلاین
the taunters in the crowd shouted insults until security intervened.
تکفیککنندگان در جمع خیابان تا زمانی که امنیت مداخله کرد، توهینهایی را سر دادند.
online taunters posted cruel comments under every update.
تکفیککنندگان آنلاین در زیر هر بهروزرسانی دیدگاههای خشنی را منتشر کردند.
the coach warned players not to respond to taunters from the stands.
مربی بازیکنان را هشدار داد که به تکفیککنندگان از ردیفها پاسخ ندهند.
police moved in when taunters started provoking the marchers.
چون تکفیککنندگان شروع به تحریج نیروهای مارش کردند، پلیس وارد شدند.
the speaker stayed calm despite taunters trying to drown out her words.
گوینده با وجود اینکه تکفیککنندگان سعی میکردند کلماتش را فلج کنند، آرام ماند.
ignore the taunters and focus on your performance.
تکفیککنندگان را نادیده گیر و روی عملکرد خود متمرکز شو.
the referee stopped the match to address taunters hurling abuse.
مربی بازی را متوقف کرد تا با تکفیککنندگانی که توهین میکردند، روبرو شود.
taunters thrived on attention, so the team refused to engage.
تکفیککنندگان از توجه لذت میبردند، بنابراین تیم تصمیم گرفت با آنها تعامل نکند.
the principal disciplined the taunters who mocked new students.
دبیرخانه تکفیککنندگانی را که دانشآموزان جدید را مسخره میکردند، مجازات کرد.
his friends told him to block the taunters and report the account.
دوستان او به او گفتند که تکفیککنندگان را مسدود کند و حساب را گزارش دهد.
taunters lined up outside the courthouse, jeering at the defendant.
تکفیککنندگان در بیرون دادگاه صف بکشیدند و به متهم توهین میکردند.
the singer smiled at the taunters, then won the audience over.
خواننده به تکفیککنندگان لبخند زد و سپس جمهور را به خود جذب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید