mocking taunts
تمسخرها
hurtful taunts
تمسخرها آزاردهنده
playful taunts
تمسخرها بازیگوشانه
verbal taunts
تمسخرات کلامی
childish taunts
تمسخرات کودکانه
cruel taunts
تمسخرات بیرحمانه
sarcastic taunts
تمسخرات طعنهآمیز
friendly taunts
تمسخرات دوستانه
fierce taunts
تمسخرات تند
sly taunts
تمسخرات زیرکانه
his friends often taunt him about his cooking skills.
دوستانش اغلب او را به خاطر مهارتهای آشپزیاش مسخره میکنند.
she couldn't help but taunt her brother after he lost the game.
او نتوانست جلوی خودش را بگیرد و بعد از باخت برادرش او را مسخره کند.
the bully taunts the new student every day.
مغرض هر روز دانشآموز جدید را مسخره میکند.
they taunted him for being afraid of heights.
آنها او را به خاطر ترسش از ارتفاعات مسخره کردند.
she taunts her friends playfully during their games.
او به صورت بازیگوشانه در طول بازیهایشان دوستان خود را مسخره میکند.
he tries to ignore the taunts from his classmates.
او سعی میکند مسخرههای همکلاسیهایش را نادیده بگیرد.
her taunts only made him more determined to succeed.
مسخرههای او فقط باعث شد که او مصممتر به موفقیت برسد.
the coach's taunts motivated the team to perform better.
مسخرههای مربی باعث شد تیم بهتر عمل کند.
they often taunt each other in a friendly manner.
آنها اغلب به روشی دوستانه یکدیگر را مسخره میکنند.
his taunts were meant to be funny, but they hurt her feelings.
قرار بود مسخرههای او خندهدار باشند، اما باعث ناراحتی او شدند.
mocking taunts
تمسخرها
hurtful taunts
تمسخرها آزاردهنده
playful taunts
تمسخرها بازیگوشانه
verbal taunts
تمسخرات کلامی
childish taunts
تمسخرات کودکانه
cruel taunts
تمسخرات بیرحمانه
sarcastic taunts
تمسخرات طعنهآمیز
friendly taunts
تمسخرات دوستانه
fierce taunts
تمسخرات تند
sly taunts
تمسخرات زیرکانه
his friends often taunt him about his cooking skills.
دوستانش اغلب او را به خاطر مهارتهای آشپزیاش مسخره میکنند.
she couldn't help but taunt her brother after he lost the game.
او نتوانست جلوی خودش را بگیرد و بعد از باخت برادرش او را مسخره کند.
the bully taunts the new student every day.
مغرض هر روز دانشآموز جدید را مسخره میکند.
they taunted him for being afraid of heights.
آنها او را به خاطر ترسش از ارتفاعات مسخره کردند.
she taunts her friends playfully during their games.
او به صورت بازیگوشانه در طول بازیهایشان دوستان خود را مسخره میکند.
he tries to ignore the taunts from his classmates.
او سعی میکند مسخرههای همکلاسیهایش را نادیده بگیرد.
her taunts only made him more determined to succeed.
مسخرههای او فقط باعث شد که او مصممتر به موفقیت برسد.
the coach's taunts motivated the team to perform better.
مسخرههای مربی باعث شد تیم بهتر عمل کند.
they often taunt each other in a friendly manner.
آنها اغلب به روشی دوستانه یکدیگر را مسخره میکنند.
his taunts were meant to be funny, but they hurt her feelings.
قرار بود مسخرههای او خندهدار باشند، اما باعث ناراحتی او شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید