teaches

[ایالات متحده]/tiːtʃɪz/
[بریتانیا]/tiːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دانش یا مهارت را منتقل کردن؛ آموزش دادن؛ تربیت یا تعلیم دادن

عبارات و ترکیب‌ها

teaches english

تدریس زبان انگلیسی

teaches math

تدریس ریاضی

teaches science

تدریس علوم

teaches history

تدریس تاریخ

teaches art

تدریس هنر

teaches skills

تدریس مهارت‌ها

teaches values

تدریس ارزش‌ها

teaches lessons

تدریس دروس

teaches techniques

تدریس تکنیک‌ها

teaches principles

تدریس اصول

جملات نمونه

she teaches mathematics to high school students.

او ریاضیات را به دانش آموزان دبیرستان آموزش می‌دهد.

he teaches english as a second language.

او انگلیسی را به عنوان زبان دوم آموزش می‌دهد.

the professor teaches advanced physics.

این پروفسور فیزیک پیشرفته را آموزش می‌دهد.

my mother teaches me how to cook.

مادرم به من آموزش می‌دهد چگونه آشپزی کنم.

the coach teaches teamwork and discipline.

مربی کار گروهی و نظم را آموزش می‌دهد.

she teaches art to young children.

او هنر را به کودکان خردسال آموزش می‌دهد.

he teaches guitar lessons on weekends.

او آخر هفته‌ها آموزش گیتار می‌دهد.

the online course teaches digital marketing skills.

این دوره آنلاین مهارت‌های بازاریابی دیجیتال را آموزش می‌دهد.

she teaches yoga to improve flexibility.

او یوگا را برای افزایش انعطاف پذیری آموزش می‌دهد.

he teaches coding to children using fun games.

او با استفاده از بازی‌های سرگرم کننده، کدنویسی را به کودکان آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید