paper tearer
خلاصهکننده کاغذ
fabric tearer
خلاصهکننده پارچه
cardboard tearer
خلاصهکننده مقوا
tearer tool
ابزار جدا کننده
tearer machine
دستگاه جدا کننده
tearer device
دستگاه جدا کننده
tearer blade
تیغه جدا کننده
tearer feature
ویژگی جدا کننده
tearer action
عمل جدا کردن
tearer strength
قدرت جدا کننده
the tearer of the contract was held legally responsible.
متخلف قرارداد بهطور قانونی مسئول شناخته شد.
he was known as a tearer of old traditions.
او به عنوان کسی که سنتهای قدیمی را از بین میبرد، شناخته میشد.
she felt like a tearer of friendships after the argument.
بعد از بحث، احساس میکرد که دوستیها را از بین برده است.
the tearer of the fabric revealed the hidden design.
کسی که پارچه را پاره کرد، طرح پنهان را آشکار کرد.
as a tearer of barriers, he promoted inclusivity.
به عنوان کسی که موانع را از بین میبرد، او فراگیری را ترویج کرد.
she was labeled a tearer of family ties.
او به عنوان کسی که پیوندهای خانوادگی را از بین میبرد، برچسبگذاری شد.
the tearer of the envelope found a surprise inside.
کسی که پاکت را پاره کرد، یک سورپرایز داخل آن پیدا کرد.
being a tearer of the past can be liberating.
پاره کردن گذشته میتواند آزاد کننده باشد.
he acted as a tearer of misconceptions in the community.
او به عنوان کسی که تصورات غلط را در جامعه از بین میبرد، عمل میکرد.
the tearer of the paper was careful not to damage it.
کسی که کاغذ را پاره کرد، مراقب بود که به آن آسیب نرساند.
paper tearer
خلاصهکننده کاغذ
fabric tearer
خلاصهکننده پارچه
cardboard tearer
خلاصهکننده مقوا
tearer tool
ابزار جدا کننده
tearer machine
دستگاه جدا کننده
tearer device
دستگاه جدا کننده
tearer blade
تیغه جدا کننده
tearer feature
ویژگی جدا کننده
tearer action
عمل جدا کردن
tearer strength
قدرت جدا کننده
the tearer of the contract was held legally responsible.
متخلف قرارداد بهطور قانونی مسئول شناخته شد.
he was known as a tearer of old traditions.
او به عنوان کسی که سنتهای قدیمی را از بین میبرد، شناخته میشد.
she felt like a tearer of friendships after the argument.
بعد از بحث، احساس میکرد که دوستیها را از بین برده است.
the tearer of the fabric revealed the hidden design.
کسی که پارچه را پاره کرد، طرح پنهان را آشکار کرد.
as a tearer of barriers, he promoted inclusivity.
به عنوان کسی که موانع را از بین میبرد، او فراگیری را ترویج کرد.
she was labeled a tearer of family ties.
او به عنوان کسی که پیوندهای خانوادگی را از بین میبرد، برچسبگذاری شد.
the tearer of the envelope found a surprise inside.
کسی که پاکت را پاره کرد، یک سورپرایز داخل آن پیدا کرد.
being a tearer of the past can be liberating.
پاره کردن گذشته میتواند آزاد کننده باشد.
he acted as a tearer of misconceptions in the community.
او به عنوان کسی که تصورات غلط را در جامعه از بین میبرد، عمل میکرد.
the tearer of the paper was careful not to damage it.
کسی که کاغذ را پاره کرد، مراقب بود که به آن آسیب نرساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید