teethed

[ایالات متحده]/tiːðd/
[بریتانیا]/tiːðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دندان درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp teethed

دندان‌های تیز

teethed on

دندان‌دار بودن

teethed edge

لبه دندان‌دار

teethed grip

گرفتن با دندان

teethed weapon

سلاح دندان‌دار

teethed animal

حیوان دندان‌دار

teethed design

طراحی دندان‌دار

teethed wheel

چرخ دندان‌دار

teethed structure

ساختار دندان‌دار

teethed pattern

الگوی دندان‌دار

جملات نمونه

the baby teethed on a soft toy.

نوزاد روی یک اسباب‌بازی نرم دندان می‌کرد.

she teethed early, causing her some discomfort.

او زود دندان گرفت و باعث ناراحتی او شد.

the puppy teethed on everything in sight.

سگ بچه روی همه چیزهایی که در دید داشت دندان می‌گرفت.

he teethed while his mother sang lullabies.

او در حالی که مادرش لالایی می‌خواند دندان می‌کرد.

the child teethed through the night, waking often.

کودک در طول شب دندان می‌کرد و اغلب بیدار می‌شد.

she found relief when the baby finally teethed.

وقتی نوزاد بالاخره دندان گرفت، او احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید