sharp teethed
دندانهای تیز
teethed on
دنداندار بودن
teethed edge
لبه دنداندار
teethed grip
گرفتن با دندان
teethed weapon
سلاح دنداندار
teethed animal
حیوان دنداندار
teethed design
طراحی دنداندار
teethed wheel
چرخ دنداندار
teethed structure
ساختار دنداندار
teethed pattern
الگوی دنداندار
the baby teethed on a soft toy.
نوزاد روی یک اسباببازی نرم دندان میکرد.
she teethed early, causing her some discomfort.
او زود دندان گرفت و باعث ناراحتی او شد.
the puppy teethed on everything in sight.
سگ بچه روی همه چیزهایی که در دید داشت دندان میگرفت.
he teethed while his mother sang lullabies.
او در حالی که مادرش لالایی میخواند دندان میکرد.
the child teethed through the night, waking often.
کودک در طول شب دندان میکرد و اغلب بیدار میشد.
she found relief when the baby finally teethed.
وقتی نوزاد بالاخره دندان گرفت، او احساس راحتی کرد.
sharp teethed
دندانهای تیز
teethed on
دنداندار بودن
teethed edge
لبه دنداندار
teethed grip
گرفتن با دندان
teethed weapon
سلاح دنداندار
teethed animal
حیوان دنداندار
teethed design
طراحی دنداندار
teethed wheel
چرخ دنداندار
teethed structure
ساختار دنداندار
teethed pattern
الگوی دنداندار
the baby teethed on a soft toy.
نوزاد روی یک اسباببازی نرم دندان میکرد.
she teethed early, causing her some discomfort.
او زود دندان گرفت و باعث ناراحتی او شد.
the puppy teethed on everything in sight.
سگ بچه روی همه چیزهایی که در دید داشت دندان میگرفت.
he teethed while his mother sang lullabies.
او در حالی که مادرش لالایی میخواند دندان میکرد.
the child teethed through the night, waking often.
کودک در طول شب دندان میکرد و اغلب بیدار میشد.
she found relief when the baby finally teethed.
وقتی نوزاد بالاخره دندان گرفت، او احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید