tendering

[ایالات متحده]/ˈtɛndərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رسمی پیشنهاد دادن؛ نرم کردن یا تضعیف کردن؛ تسویه یا پرداخت بدهی

عبارات و ترکیب‌ها

tendering process

فرآیند مناقصه

tendering documents

مدارک مناقصه

tendering phase

فاز مناقصه

tendering authority

مرجع مناقصه

tendering procedure

روش مناقصه

tendering offer

پیشنهاد مناقصه

tendering guidelines

دستورالعمل‌های مناقصه

tendering criteria

معیارهای مناقصه

tendering invitation

دعوت به مناقصه

tendering bid

حمله‌ی مناقصه

جملات نمونه

the company is currently tendering for new contracts.

شرکت در حال حاضر در حال مناقصه برای قراردادهای جدید است.

she is responsible for the tendering process.

او مسئول فرآیند مناقصه است.

tendering can be a complex procedure.

مناقصه می‌تواند یک روش پیچیده باشد.

they are tendering bids for the construction project.

آنها پیشنهاد مناقصه برای پروژه ساختمانی ارائه می‌دهند.

the tendering deadline is next friday.

مهلت ارسال پیشنهاد مناقصه جمعه آینده است.

he submitted his tendering proposal last week.

او پیشنهاد مناقصه خود را هفته گذشته ارسال کرد.

we need to review the tendering documents carefully.

ما باید اسناد مناقصه را به دقت بررسی کنیم.

winning the tendering process requires a competitive strategy.

برنده شدن در فرآیند مناقصه به یک استراتژی رقابتی نیاز دارد.

the tendering authority will evaluate all proposals.

مرجع مناقصه همه پیشنهادات را ارزیابی خواهد کرد.

she specializes in tendering for government contracts.

او در مناقصه برای قراردادهای دولتی تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید