territories

[ایالات متحده]/ˈtɛrɪtɔːriz/
[بریتانیا]/ˈtɛrɪtɔriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع قلمرو؛ مناطق مسئولیت؛ زمینه‌های اشغال شده توسط افراد یا گروه‌ها؛ دامنه

عبارات و ترکیب‌ها

disputed territories

مناطق مورد مناقشه

occupied territories

مناطق اشغالی

remote territories

مناطق دورافتاده

foreign territories

مناطق بیگانه

protected territories

مناطق محافظت‌شده

historical territories

مناطق تاریخی

national territories

مناطق ملی

sovereign territories

مناطق مستقل

indigenous territories

مناطق بومی

uninhabited territories

مناطق غیرمسکونی

جملات نمونه

many countries have disputed territories.

بسیاری از کشورها دارای مناطق مورد اختلاف هستند.

the territories were once part of a larger empire.

این مناطق زمانی بخشی از یک امپراتوری بزرگتر بودند.

wildlife conservation efforts are crucial in these territories.

تلاش‌های حفظ حیات وحش در این مناطق بسیار مهم هستند.

he traveled to remote territories for his research.

او برای تحقیقات خود به مناطق دورافتاده سفر کرد.

some territories are rich in natural resources.

برخی از مناطق دارای منابع طبیعی غنی هستند.

they established new territories for farming.

آنها مناطق جدیدی را برای کشاورزی ایجاد کردند.

the territories were marked on the map.

این مناطق روی نقشه مشخص شده بودند.

he is an expert in the history of ancient territories.

او یک متخصص در تاریخ مناطق باستانی است.

explorers ventured into uncharted territories.

کاوشگران وارد مناطق ناشناخته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید