testimonial

[ایالات متحده]/ˌtestɪ'məʊnɪəl/
[بریتانیا]/ˌtɛstɪ'monɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأیید; گواهی توصیه; نامه ستایش; نامه تشکر; گواهی تقدیر
adj. ستایشی; تحسین‌آمیز; یادبود
Word Forms

جملات نمونه

testimonial statements; a testimonial dinner.

اظهارات قدردانی؛ یک شام قدردانی.

a testimonial for an applicant for a job

یک توصیه نامه برای متقاضی استخدام

At the testimonial dinner everyone flattered him shamelessly.

در شام قدردانی، همه به طرز شرم آور او را اغفال کردند.

he has been granted a testimonial match.

به او یک مسابقه قدردانی داده شده است.

a slight testimonial which I thought fit to impetrate from that worthy nobleman.

یک اظهار قدردانی مختصر که به نظرم شایسته بود از آن اشراف‌زاده‌ی لایق درخواست کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید