| جمع | testimonials |
testimonial statements; a testimonial dinner.
اظهارات قدردانی؛ یک شام قدردانی.
a testimonial for an applicant for a job
یک توصیه نامه برای متقاضی استخدام
At the testimonial dinner everyone flattered him shamelessly.
در شام قدردانی، همه به طرز شرم آور او را اغفال کردند.
he has been granted a testimonial match.
به او یک مسابقه قدردانی داده شده است.
a slight testimonial which I thought fit to impetrate from that worthy nobleman.
یک اظهار قدردانی مختصر که به نظرم شایسته بود از آن اشرافزادهی لایق درخواست کنم.
testimonial statements; a testimonial dinner.
اظهارات قدردانی؛ یک شام قدردانی.
a testimonial for an applicant for a job
یک توصیه نامه برای متقاضی استخدام
At the testimonial dinner everyone flattered him shamelessly.
در شام قدردانی، همه به طرز شرم آور او را اغفال کردند.
he has been granted a testimonial match.
به او یک مسابقه قدردانی داده شده است.
a slight testimonial which I thought fit to impetrate from that worthy nobleman.
یک اظهار قدردانی مختصر که به نظرم شایسته بود از آن اشرافزادهی لایق درخواست کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید