thrills

[ایالات متحده]/θrɪlz/
[بریتانیا]/θrɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس قوی هیجان، ترس یا لذت؛ حس لرزیدن؛ شگفتی

عبارات و ترکیب‌ها

thrills and chills

هیجان و لرز

thrills of adventure

هیجان ماجراجویی

thrills of victory

هیجان پیروزی

thrills of life

هیجان زندگی

thrills of romance

هیجان رمانتیک

thrills of nature

هیجان طبیعت

thrills of discovery

هیجان کشف

thrills of performance

هیجان اجرا

جملات نمونه

he thrills at the thought of skydiving.

او از فکر پرش با چتر نجات هیجان‌زده می‌شود.

the roller coaster ride thrills the children.

تاب سرسره هیجان‌انگیز کودکان را به وجد می‌آورد.

she thrills in the excitement of live concerts.

او در هیجان کنسرت‌های زنده هیجان‌زده می‌شود.

they thrill to the sound of the waves crashing.

آنها با صدای برخورد امواج هیجان‌زده می‌شوند.

winning the championship thrills the entire team.

برنده شدن در مسابقات قهرمانی، کل تیم را هیجان‌زده می‌کند.

the movie thrills audiences with its unexpected twists.

فیلم با پیچش‌های غیرمنتظره‌اش تماشاگران را هیجان‌زده می‌کند.

he thrills in the challenge of climbing mountains.

او در چالش صعود از کوه‌ها هیجان‌زده می‌شود.

the performance thrills everyone in the theater.

اجرا همه افراد در تئاتر را هیجان‌زده می‌کند.

she thrills at the idea of traveling around the world.

او با این فکر که دور دنیا سفر کند هیجان‌زده می‌شود.

the thrill of adventure excites him.

هیجان ماجراجویی او را هیجان‌زده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید